آن بيرون آمدند و گفتند كه نسبت علميه بر صاحب اين قبر غالب بوده است و آن قبر شيخ زين الدين كوى عارفان بود كه از علماء ربانى « 1 » بوده است .
رشحه : مىفرمودند كه نزد ارباب تحقيق مقرر شده است كه ترقى بعد الموت واقعست ، سخن حضرت شيخ محى الدين بن العربى قدس سره ناظر به اين است ، ايشان فرمودهاند كه در تجلى از تجليات با ابو الحسين « 2 » نورى جمع شدم و مرا تقبيل كرد و از من سيراب شد ، گفتم كه نه تو گفتهاى كه تشنه توحيد از غير سيراب نشود ، خجل شد گفتم چون دون از عالى فرا گيرد از غير فرا نگرفته است و غير ازين سخنان ارباب تحقيق بسيار است كه دلالت مىكند بر ترقى بعد الموت .
راقم اين حروف گويد كه حضرت شيخ محى الدين « 3 » قدس سره در بعضى از مواضع فتوحات فرمودهاند كه از آن مردم كه نفى ترقى بعد الموت كردهاند يكى شيخ ابو الحسين « 4 » نورى است رحمه اللّه تعالى پس حال او بعد الموت از دو امر بيرون نيست يا بعلم يقين دانسته كه ترقى « 5 » واقع است يا دانسته كه واقع نيست ، اگر دانسته كه واقع است ثبت « 6 » المدعى و اگر دانسته كه واقع نيست اين علم ديگر است كه « 7 » بعد از موت او را حاصل شده پس بههرحال ترقى « 8 » بعد الموت واقع است .
رشحه : روزى در صفت فقر « 9 » مىفرمودند كه حق سبحانه « 10 » بغوث اعظم اين خطاب كرده است كه يا غوث الاعظم قل لاصحابك به اختيار الفقر ثم بالفقر عن الفقر فإذا تم « 11 » فقرهم فلا هم الا انا .
هامش
( 1 ) - چپ نسخه بدل : از علماى زمان خود بوده است
( 2 ) - چپ : ابو الحسن نورى
( 3 ) - مى ، مج : محى الدين بن العربى قدس سره
( 4 ) - چپ : شيخ ابو الحسن نورى است پس حال او ، مى : شيخ ابو الحسن نورى است رضى الله عنه پس حال او
( 5 ) - مى ، چپ : كه ترقى بعد الموت واقع است
( 6 ) - مج : ( ثبت المدعى و اگر ) افتاده
( 7 ) - بر : كه او را بعد از موت حاصل شده
( 8 ) - مى : ترقى بعد الموت حاصل است ، مج : ترقى بعد از موت واقع است
( 9 ) - چپ : در صفت فقيرى فرمودند
( 10 ) - مى : حق سبحانه و تعالى
( 11 ) - بر : فاذا اتم فقرهم .