رشحه : مىفرمودند كه بعضى اكابر طريقت « 1 » قدس اللّه تعالى ارواحهم گفتهاند كه « 2 » جهد كن « 3 » تا عمل خود به گور نبرى ، معنى اين سخن گوئيا آنست كه بايد كه بدانى كه هيچ عمل به تو مستند نيست قايم بتوفيق حق سبحانه است « 4 » .
رشحه : مىفرمودند كه سخن بعضى « 5 » اكابر است كه حق سبحانه در مرتبه واحديت « 6 » اگر خواهد خود را مىشناسد ، معنى اين سخن آنست كه در مرتبه حقايق مجرده انسانيه كه باصطلاح بعضى مرتبه واحديت عبارت از آنست اگر خواهد علمى و استعدادى خاص از نزد خود كرامت فرمايد كه به آن علم و استعداد خاص ، انسان وى را بشناسد و چون جز بعلم وى وى را نتوان شناخت ، پس شناساى وى غير وى نباشد .
رشحه : مىفرمودند كه شبى خواجه باقى المى داشت ، خواب نرفت ، من نيز از الم وى خواب نرفتم پس فرمودند كثيف كسى مىبايد كه وى را به كسى علاقه باشد و از الم « 7 » وى متأثر نشود بلكه بايد كه چنان شود كه هر چيز را كه الم رسد از آن متأثر شود ، در يكبار مركبى را چوب زدند چنانچه خون از پهلوى او چكيد ، از پهلوى مبارك ابو يزيد بسطامى نيز خون چكيد ، درين سخن كه حضرت ايشان فرمودند ، اشارتست به « 8 » تحقيق بمقام جمع و بيان اين مقام در ذكر حضرت حقايق پناهى مولانا نور الدين عبد الرحمن الجامى قدس اللّه « 9 » سره السامى آنجا كه ملاقات ايشان با مولانا شمس الدين محمد مذكور شده در ضمن رشحه ايراد يافته .
رشحه : مىفرمودند كه « 10 » در مجلس شيخ بهاء الدين عمر قدس « 11 » سره بوديم كه
هامش
( 1 ) - مج : طريقت قدس سره ، چپ : طريقت : قدس اللّه ارواحهم
( 2 ) - بر : ( كه ) ندارد
( 3 ) - در حاشيه نسخه چپ : در ذيل جمله : ( جهد كن ) نوشته شده : لفظ جهد كن دلالت دارد كه اكنون جهد كن نه آنكه فتورى كرده با زبانى كه به گور برى و اللّه اعلم و ليكن مضمون اول بلندتر است ، امير على
( 4 ) - مى ، مج : حق است سبحانه
( 5 ) - مج : بعضى اكابر طريقت است
( 6 ) - بر : در مرتبه واحديت ، واحديت اگر خواهند خود را مىشناسند
( 7 ) - چپ : و از الم او متأثر شده بلكه
( 8 ) - بر : اشارتست تحقيق بمقام
( 9 ) - مج ، چپ : قدس سره السامى
( 10 ) - مى : كه مجلس
( 11 ) - مى : قدس اللّه سره .