تربيت « 1 » ظاهر دارد .
رشحه : مىفرمودند كه خدمت مولانا يعقوب چرخى عليهالرحمه فرمودند كه در ترمد به صحبت شيخى رسيدم كه مبالغه عظيم داشت در آنكه كار مريد ، بىشيخ از پيش نمىرود ، با وى گفتم از مضمون آيه كريمه :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي ،
چنان معلوم مىشود كه در عمل بموجب كتاب و سنت ، كار كفايت است و لازم نيست كه كسى را بحسب ظاهر پيرى و مقتدائى باشد ، آن شيخ حصر « 2 » شد ، اين سخن را به حضرت خواجه بزرگ « 3 » خواجه بهاء الدين « 4 » قدس اللّه تعالى عرض كردم ، حضرت خواجه استحسان فرمودند و تلقى بقبول نمودند .
رشحه : روزى بتقريب « 5 » توقير و تعظيم سادات مىفرمودند كه در ديارى كه سادات مىباشند ، من نمىخواهم « 6 » كه در آن ديار باشم زيرا كه « 7 » بزرگى و شرف ايشان بسيار است و من به حق تعظيم ايشان قيام نمىتوانم نمود ، پس فرمودند « 8 » امام اعظم رضى اللّه عنه ، روزى در مجلس درس خود چند بار بر پاى خاستند و كسى موجب آن ندانست ، آخر يكى از تلامذه امام سبب آن پرسيد ، فرمودند « 9 » طفلى از سادات علوى در ميان اطفال است كه در صحن مدرسه بازى مىكنند ، هربار كه به حوزه اين درس مىرسد - و نظر من « 10 » بر وى مىافتد بتعظيم وى برمىخيزم .
رشحه : مىفرمودند كه « 11 » با يكى از اكابر سمرقند گفتم كه اگر كسى در خواب بيند كه حق سبحانه مرده است تعبيرش « 12 » چيست ؟ وى گفت اكابر گفتهاند ، اگر كسى
هامش
( 1 ) - مى : تعلق به ترحيب ظاهر دارد ، مج : تعلق به تزيين به تربيت ظاهر دارد - چپ :
تعلق به زينت ظاهر دارد
( 2 ) - چپ : ( حصر شد ) افتاده
( 3 ) - بر : ( خواجه بزرگ ) ندارد
( 4 ) - مج : بهاء الدين قدس سره عرض كردم ، مى : بهاء الدين نقشبند قدس الله تعالى سره عرض كردم : چپ : در نسخه بدل بهاء الدين نقشبند قدس سره عرض كردم
( 5 ) - بتقريب تعظيم و توقير
( 6 ) - بر : ( من ) ندارد
( 7 ) - مى : ( كه ) ندارد
( 8 ) - مى ، چپ : فرمودند كه
( 9 ) - مى : فرمودند كه چپ : فرمود كه
( 10 ) - مج : ( من ) ندارد
( 11 ) - بر : كه يكى از اكابر سمرقند را
( 12 ) - مى : تعبير اين چيست .