تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
همت آموختن بود مر اصحاب خود « 1 » را ، يعنى با اسرار و حقايق مردم پيش من مىآييد بلكه به چيزى آييد كه آن خاصه شما باشد و از پيشگاه دل شما سر زده باشد . رشحه : مىفرمودند كه سيد الطايفة جنيد قدس « 2 » سره سخن بصرفه « 3 » مىگفته‌اند ، روزى معارف ايشان بىاختيار بلند شد ديدند كه اهل مجلس را استعداد ادراك آن نيست فرمودند « 4 » تفحص كنيد شايد كسى در اين نزديكى باشد كه استعداد قابليت او جذب اين حقايق كرده است بعد از تفحص بليغ ، حسين « 5 » منصور حلاج را يافتند كه در گوشهء نشسته بود و سر بجيب فروبرده شيخ هرگز « 6 » پيش وى « 7 » سخنان بلند نمىگفتند ، چه برايشان ظاهر شده بود كه وى روزى افشاى اين سر خواهد كرد ، شيخ فرمودند تا او را از آن مجلس اخراج كردند . رشحه : مىفرمودند كه خدمت مولانا نظام الدين « 8 » عليه‌الرحمه مىگفتند ، شيخى آنست كه خود را در نظر مريدان متجمل بجمال « 9 » تواند گردانيد زيرا كه تا جمال نباشد رابطه مريد با مراد « 10 » بر وصف « 11 » محبت كه موجب جذب و تصرف همانست محكم نمىشود - اين را ما بتدبير « 12 » عقل مىدانستيم لكن ما را فرصت آن نيست كه هميشه « 13 » تكلف كنيم و خود را بجمال « 14 » نمائيم تا سبب فتور عقايد مردمان نشود از اينجاست كه سنت شد شانه كردن محاسن و نيكو بستن دستار « 15 » و غير آن « 16 » از چيزهائى كه تعلق به
هامش
( 1 ) - بر : مر اصحاب را يعنى باسرار و ( 2 ) - مى : قدس الله سره ( 3 ) - مج : سخن به سرفه مىگفته‌اند ، نسخه بر ( متن ) هم ( به سرفه ) بوده بعدا به صرفه اصلاح كرده‌اند و سرف در لغت بمعنى خطا كردن ، فراموش كردن ، زياده‌روى ( اسراف ) خطا ، خيرگى عقل ، ( دهخدا - نفيسى ) ( 4 ) - مى ، چپ : فرمودند كه تفحص ( 5 ) - مى ، مج ؛ چپ : حسين بن منصور ( 6 ) - مج : شيخ پيش وى ( 7 ) - مى : پيش او ( 8 ) - مى : مولانا نظام - عليه‌الرحمه ( 9 ) - چپ : بكمال تواند ( 10 ) - مج : ( با مراد ) افتاده ( 11 ) - چپ : با مراد صفت محبت ( 12 ) - چپ ، ما بتدابير ( 13 ) - بر : هميشه تكليف كنيم ( 14 ) - چپ : و خود را كمال نمائيم ( 15 ) - مج ، چپ : بستن دستاره و ( 16 ) - بر ، آن و چيزهائى كه .