رشحه : « 1 » مىفرمودند كه شيخ ابو القاسم گرگانى قدس سره « 2 » گفتهاند با كسى « 3 » نشين كه همگى تو او شود يا همگى او تو شود يا هر دو در حق سبحانه گم شويد ، نه تو مانى و نه او .
رشحه : كسى را در مجلس حضرت ايشان بخاطر گذشته است كه چه باشد آن حضرت در باطن من « 4 » تصرفى كنند حضرت ايشان بر باطن وى مشرف شده فرمودند « 5 » كه كمال تصرف وقتى واقع خواهد شد كه من تو شوم و يا تو من شوى ، پس آن سخن « 6 » پيرهرى را قدس « 2 » سره فرمودند « 7 » و بر زبان مبارك راندند كه عبد الله مردى بود بيابانى ، رفت بطلب آب زندگانى ، ناگاه فرا رسيد به خرقانى ، آنجا يافت چشمه آب زندگانى ، چندان « 8 » بخورد نه وى ماند و نه خرقانى .
رشحه : مىفرمودند كه از شيخ ابو سعيد بن ابى الخير قدس سره « 9 » منقولست كه فرمودهاند « 10 » ، هفتصد تن از « 11 » مشايخ طريقت « 12 » در ماهيت تصوف سخن گفتهاند .
تمامترين و بهترين « 13 » اقوال اين است كه : التصوف صرف الوقت بما هو اولى به .
رشحه : مىفرمودند كه شيخ ابو السعود رحمه اللّه « 14 » تعالى اصحاب خود را مىگفته - است كه پيش من با گوشت قديد مىآييد ، با گوشت جديد آييد « 15 » ، حضرت شيخ محى الدين بن العربى قدس سره فرمودهاند « 16 » كه مقصود شيخ ابو السعود ازين سخن ،
هامش
( 1 ) - مج : ( رشحه ) ندارد
( 2 ) - مى : قدس اللّه سره
( 3 ) - مى : نشين كه تو شوى يا همگى تو او شود يا هر دو در ، مج : چپ : نشين كه همگى تو او شود يا همگى او تو شوى يا هر دو در
( 4 ) - مج : در باطن تصرفى
( 5 ) - چپ : فرمودهاند
( 6 ) - مى : ( سخن ) افتاده
( 7 ) - مج : ( فرمودند ) ندارد
( 8 ) - مى ، چپ : چندان بخورد كه نه
( 9 ) - مى : ابو الخير
( 10 ) - مى : كه فرمودهاند كه ، مج : كه مىفرمودند
( 11 ) - مج : ( تن ) ندارد
( 12 ) - مى :
طريقت قدس اللّه تعالى ارواحهم ، چپ : طريقت قدس اللّه ارواحهم ، مج : طريقت قدس سره در
( 13 ) - مج ؛ چپ : بهتريز همه اقوال
( 14 ) - مى : ابو السعود رضى اللّه عنه اصحاب ، مج : رحمة اللّه تعالى ارواحهم اصحاب ، چپ : رحمة الله عليه اصحاب خود را
( 15 ) - مى ، : جديد بيائيد
( 16 ) - چپ : فرمود كه .