در وقت چاشت از « 1 » روز شنبه شانزدهم ماه رمضان سنه اربع و تسعمائة واقع شد .
در اوايل شعبان اين سال باعث شدند و سعى جميل بتقديم رسانيدند كه راقم اين حروف را نسبت مصاهرت به خدمت « 2 » خواجه كلان ولد « 3 » بزرگوار حضرت مولانا سعد الدين قدس سره دست داد و خود در مجلس عقد « 4 » به اتفاق خدمت « 5 » استادى مولانا رضى الدين عبد الغفور عليه الرحمة و الغفران حاضر شدند و در حضور ايشان آن عقد منعقد گشت و بعد از اين صورت ، قريب بچهل روز كمابيش « 6 » مريض شدند و ابتداء مرض ايشان روز شنبه نهم ماه رمضان بود در آخر روز جمعه پانزدهم اين ماه پيش ايشان درآمدم ، التفات بسيار نمودند . و فرمودند كه اكنون تو بسلك اولاد حضرت مولاناى ما « 7 » درآمدى ديگر كسى را بر تو دست نيست ، بعد از اين تو در ظل حمايت و عنايت ايشانى « 8 » اميدوار باش و دل خوشدار كه كارها بمراد است و نوازش و استحسان بسيار كردند در اين اثنا بعضى « 9 » اصحاب از ايشان پرسيدند كه خدام شما بعد از شما به كجا بازگشت كنند فرمودند بهرجا « 10 » كه عقيده بيشتر دارند ، گفتند اگر هم بر گرد شما گردند چگونه باشد ؟ فرمودند دور نيست ، بعد از آن « 11 » اين عبارت گفتند كه آنان كه متعيناند ايشان از حالى بحالى و از صفتى بصفتى نقل مىكنند ، فقير را در آن مجلس از آن عبارت اين معنى بخاطر افتاد كه يعنى آنان كه متعيناند در مرتبه ولايت و ارشاد ، از دنيا كه به آخرت مىروند به حكم ان اولياء الله لا يموتون و لكن ينقلون من دار الى دار ، از حالى بحالى و صفتى بصفتى نقل مىكنند و اين انتقال و ارتحال موجب انقطاع و انفصال افاضه و افاده ايشان نيست بلكه تا بوجود بشريت مقيدند مىتواند بود « 12 » كه در افاضه
هامش
( 1 ) - چپ : چاشت روز شنبه
( 2 ) - مى : خدمت خواجه
( 3 ) - مى ، مج : والد بزرگوار
( 4 ) - چپ : عقد نيز باتفاق
( 5 ) - مج : خدمت مولوى استادى رضى الدين
( 6 ) - بر : كم يا بيش
( 7 ) - مى ، مج : مولاناى ما قدس اللّه تعالى سره ، چپ : مولاناى ما قدس سره
( 8 ) - مى : ايشان
( 9 ) - چپ : بعضى از اصحاب ايشان
( 10 ) - بر : به هر كجا كه
( 11 ) - مى ؛ چپ : بعد از اين ، اين
( 12 ) - مى : مىتواند كه در .