كه آن را « 1 » عالم خلق نيز گويند عبارت از مرتبه شهادتست ، يعنى عالم اجسام و جسمانيات و آن از محدب دائره فلك « 2 » الافلاك است تا مركز كره « 3 » خاك و اين عالمى است كه وجود وى موقوف بر مدت و مادت است و عالم ملكوت كه آن را عالم امر « 4 » نيز گويند عبارت از عالم ارواح و روحانيات « 5 » و ملائكه است و آن عالمى است كه وجود وى موقوف نيست بر مدتى و مادتى « 6 » بلكه بامر حق سبحانه بىواسطه و سببى موجود شده است و شيخ كمال الدين عبد الرزاق كاشى « 7 » در اصطلاحات خود آورده كه اين عالم را از آن جهت عالم امر گويند كه به مجرد امر ، كن موجود شده است و حضرت شيخ بزرگوار « 8 » شيخ محى الدين قدس اللّه « 9 » تعالى سره فرمودهاند كه اين عالم را عالم امر ازآنجهت گويند كه در وى همه امر محض است و هيچ نهى نيست زيرا كه استعداد اهل اين عالم كه ملايكهاند بر وجهى است كه مسمى به مخالفت را در ايشان راه نيست تا نهى را بر آن مترتب « 10 » بايد شد و « 11 » عالم جبروت عبارت از عالم اسما و صفات الهى است و عالم لاهوت عبارت از مرتبه ذاتست بىاعتبار اسما و صفات و عالم ناسوت ، عبارت « 12 » از عالم اجسام و جسمانيات است و اين لفظ لاهوت و ناسوت « 13 » كه در مقابله يكديگر است از جمله عبارات نصارى و اصطلاحات ايشان است كه گاهى صوفيه آن را بر مرتبه غيب و شهادت اطلاق مىكنند و اللّه اعلم « 14 » .
ذكر كيفيت انتقال و ارتحال ايشان از دار فنا بعالم « 15 » بقا
: وفات ايشان
هامش
( 1 ) - مى : كه از عالم خلق گويند
( 2 ) - مج : دائره فلك افلاك
( 3 ) - مى : كرده خاك
( 4 ) - بر : عالم امر گويند
( 5 ) - مى : و روحانيت
( 6 ) - مى : ( و مادتى ) ندارد
( 7 ) - مى :
كاشى رحمة اللّه عليه در
( 8 ) - مى : و حضرت شيخ محى الدين بن العربى ، مج : چپ : حضرت شيخ بزرگ محى الدين
( 9 ) - مى : قدس اللّه سره ، چپ : قدس سره
( 10 ) - چپ : بر آن مرتب بايد
( 11 ) - مى : ( و ) ندارد
( 12 ) - مى : و عالم ناسوت از عالم
( 13 ) - مج :
لاهوت كه در مقابله
( 14 ) - مى : و اللّه تعالى اعلم و رسوله
( 15 ) - چپ : فنا به دار بقا .