ايشان بهواسطه عوارض بشرى گاهگاه فتورى واقع شود ، ليكن وقتىكه از آن قيد به تمامى خلاص يابند و قدم در عالم برزخ نهند ، هرآينه افاضه و افاده ايشان اتم و اكمل خواهد بود ، همچنانكه سلطان ولد ، فرزند بزرگوار جلال الدين رومى قدس سرهما « 1 » در حين وفات ، مريدان را گفت ، اگر روح من از بدن من مفارقت مىكند غم مخوريد و نااميد مباشيد كه تا شمشير از نيام برنيايد هيچ كارى نتواند « 2 » كردن ، بعد از آنكه خدمت مولانا آن « 3 » سخن گفتند كسى از ايشان طريق مراقبه را پرسيد فرمودند طريقه « 4 » مراقبه كه ما « 5 » ورزيديم نادر است و بهغايت مستحسن اما حفظ آن دشوار است شما را بطريق نفى و اثبات مشغول مىبايد بود و به حقيقتى كه اعتقاد كردهايد « 6 » كه حق است مىبايد پيوستن و پيوسته آن حقيقت را از خود طلبيدن ، پس فرمودند كه اكنون بارى « 7 » ورد دل ما اللّه اللّه است ، فقير ، اين سخن ايشان را به خدمت مولانا عبد الغفور عليه الرحمة و الغفران « 8 » عرض كردم ، فرمودند كه اگر « 9 » پيش ازين ، اين « 10 » سخن مىشنيديم - « 11 » پيش از اين ملازمت ايشان مىنموديم « 12 » و بر فوت صحبت ايشان تأسف خوردند و چون صبح شنبه شانزدهم شد خاك پاك طلبيدند و تيمم كردند و به اشارت نماز گزاردند و وقت طلوع آفتاب بود كه انفاس نفيسه ايشان متواتر و متعاقب شد و تا وقت چاشت برداشت « 13 » و درين اثنا شعور تمام داشتند و چنان فهم مىشد « 14 » كه خود را بجد تمام بر نسبت خواجگان قدس اللّه « 15 » تعالى ارواحهم گماشته بودند « 16 » و از انفاس
هامش
( 1 ) - مى : قدس اللّه سرهما
( 2 ) - مى : نتوان كردن ، چپ : نتواند كرد
( 3 ) - مج :
اين سخن
( 4 ) - مى ، طريق مراقبه
( 5 ) - مج : مراقبه كه ورزيم مى ، چپ : مراقبه ما كه مىورزيم
( 6 ) - چپ : كرده آيد كه
( 7 ) - چپ : بارى در دل ما
( 8 ) - چپ : ( و الغفران ) ندارد
( 9 ) - مى : كه اگر كسى پيش از اين
( 10 ) - مج : ( اين ) ندارد
( 11 ) - مج ؛ مىشنيدم
( 12 ) - مج : مىنمودم
( 13 ) - مج : ( برداشت ) ندارد
( 14 ) - مج : فهم شد
( 15 ) - چپ : قدس اللّه ارواحهم
( 16 ) - مج : بودهاند .