تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
بسته بودند و وى بر بالاى آن نشسته پاىها فروآويخته به كار بنائى مشغول بود و مردمان پياده و سواره از زير آن خوازه مىگذشتند ، اتفاقا آن روز خدمت مولانا از مزار حضرت مولانا سعد الدين قدس سره « 1 » سواره « 2 » برگشته بودند و گذر ايشان از زير آن خوازه بود ، چون نزديك رسيدند آن جوان بنا بر حسن ظنى كه به ايشان داشت رعايت ادب كرده هر دو پاى خود « 3 » بركشيد و بتعظيم ايشان برخاست و نيازمندى بسيار نمود و ايشان را در آن محل اين ادب از وى نيك‌پسند خاطر افتاد « 4 » بجانب وى توجهى نمودند و امعان نظرى فرمودند ، گوئيا آن نظر تيرى بود كه وى را صيد نمود ، چون ايشان از زير خوازه گذشتند وى را بر آن بالا « 5 » بىطاقتى و اضطراب عظيم پيدا شد به مثابهء كه بىاختيار با دست و پاى پرگچ و گل خود را از آن خوازه به زير « 6 » انداخت و در پى « 7 » ايشان روان شد و عقب‌عقب تا در مسجد جامع بيامد و چون ايشان به منزل خود درآمدند وى به سقايه در « 8 » مسجد رفت و دست و پاى « 9 » بشست و غسلى پاك « 10 » برآورد چون « 11 » از سقايه بيرون آمد ايشان نيز مقارن اين حال از منزل خود « 12 » بدر آمدند و بوى التفاتى بسيار كردند و به مسجد جامع تنها درآمدند و وى از پى ايشان رفت و همان زمان او را طريقه گفتند و بنفى و اثبات مشغول ساختند و از جمله مقبولان شد و به‌يك‌بار ترك « 13 » صحبت و اختلاط ياران قديم خود كرد و صحبت را منحصر ساخت بر ملازمت و خدمت « 14 » ايشان و اصحاب ايشان ، و دوستان و ياران قديم او در كار او متعجب و متحير بودند كه آيا او را چه افتاد كه به‌يك‌بار از چنان پريشانى و ادمان خمرى « 15 » كه
هامش
( 1 ) - مى : قدس اللّه سره ( 2 ) - مى ، مج ، چپ : سوار برگشته ( 3 ) - مى ، چپ : خود را ( 4 ) - بر : افتاده ( 5 ) - مى : ، بر آن بلا ( 6 ) - مج : بر زير ( 7 ) - مج : و در پاى ايشان ( 8 ) - مج : ( در مسجد ) ندارد ( 9 ) - مى : دست و پاى خود را بشست ، چپ : دست و پاى شسته و ( 10 ) - مج ؛ چپ : ( پاك ) ندارد ( 11 ) - مى ، چپ : و چون ( 12 ) - مج : خود برآمدند ( 13 ) - بر : ترك و تجريد صحبت ( 14 ) - مى : بر ملازمت ايشان ( 15 ) - مى : ( خمرى ) افتاد .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 353 | على بن حسين واعظ كاشفى