تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
بودند ، روزى بر « 1 » شترى سوار شده بوده‌اند و بهر طرف مىرانده‌اند « 2 » آن ساربان شغلى داشته است « 3 » و حاضر نبوده ، چون بر سر شتران آمده ، ديده است « 4 » كه ايشان بر يك شتر سوارند و بهر جانب مىرانند و نشاطى دارند ، آغاز خشونت و سفاهت كرده است و شتر را بعنف خوابانيده و « 5 » ايشان را از بالاى رحل به زمين انداخته چنانچه بعضى از اعضاى ايشان را كوفته ساخته ، ايشان گريان به خانه آمده‌اند « 6 » و والده ايشان كه بر آن صورت اطلاع يافته‌اند ساربان را درشت گفته ، ملامت كرده‌اند و چون شب شده است خدمت مولانا بر آن ملال و كلال بخواب رفته‌اند و آن ساربان بطريق معهود خود نزديك شتران خواب كرده ، چون پاسى از شب گذشته « 7 » است همان شتر كه ايشان وى را سوارى كرده بوده‌اند از خوابگاه خود برخاسته است و بر سر « 8 » ساربان آمده و وى را در زير سينه خود گرفته آغاز ماليدن كرده ساربان بيدار شده « 9 » نعره صعب زده است ، چنانچه مردمى كه در آن حوالى و نواحى بوده‌اند « 10 » بيدار گشته ، بر سر وى دويده‌اند . چون حال بر آن منوال ديده‌اند اضطراب كرده چوبها بر سر و روى آن شتر شكسته‌اند و هرچند سعى كرده‌اند اصلا او را نگذاشته است و همچنان در زير سينه مىماليده تا به خاك برابر ساخته « 11 » و مشاهده اين صورت ، موجب مزيد عقيده و توجه والدين و اقربا و احباب شده است نسبت به خدمت مولانا . جوانى بود بنا كه بسيار خوش‌طبع بود و اهليت تمام داشت اما به فسق‌هاى غليظ و ادمان خمر مبتلا شده بود و در عمارت مدرسه و خانقاه سلطان حسين ميرزا بامر بنائى قيام مىنمود « 12 » روزى بر پشت دروازه كه ميان خانقاه و مدرسه است ، خوازه
هامش
( 1 ) - مى : روزى در شترى ( 2 ) - مى : و آن ( 3 ) - مى : است ازين حاضر نبوده ( 4 ) - بر : ديده كه ( 5 ) - مى : خوابانيد و ( 6 ) - مج : به خانه آوردند و ( 7 ) - بر ، گذشته ، همان ( 8 ) - مج ( بر سر ) ندارد ( 9 ) - مى ، چپ : و نعره ( 10 ) - مج : ( بيدار گشته بر سر وى دويده‌اند چون حال بر آن منوال ديده‌اند ) افتاده است ( 11 ) - بر : ( و ) ندارد ( 12 ) - مج : قيام نموده ، چپ : قيام مىنموده .