تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
رشحه : مىفرمودند كه روزى مولانا محى « 1 » واعظ در سن نود سالگى پيش حضرت مولاناى ما آمده بود به نيازمندى بسيار مىگفت همتى داريد كه حق « 2 » تعالى مرا توجهى راست « 3 » بجناب « 4 » خود كرامت فرمايد ، ما در آن مجلس ، به باطن برو اعتراض « 5 » كرديم كه پيرى صوفى بعد از نود سال به زارى و نياز توجه راست مىطلبد اكنون كه پير شده‌ايم ما را معلوم مىشود كه حق بجانب آن پير فقير بوده است زيرا كه توجه راست آنست كه قبله سالك ، ذات بحت باشد و از توجه باسماء و صفات خلاص باشد و اين به‌غايت غايت صعب و دشوار است . رشحه : در آخر عمر مىفرمودند كه سى سال باشد كه قدرت بر غفلت نمانده است ، اگر خواهم « 6 » كه زمانى خود را غافل گردانم « 7 » بر آن قادر نيستم « 8 » ، بعد از آن اين بيت از غزل خسرو خواندند كه « 9 » :
بجان تو كه فراموش نيستى نفسى * اگرچه مىشدى ، اكنون نمىشوى چكنم
رشحه : روزى در معنى خلوت در انجمن و به باطن با حق و به ظاهر با خلق بودن سخنان فرمودند ، بعد از آن اين بيت خواندند : « 10 »
قصاب ده اگرچه نه « 11 » ما را بكشت زار * هم مىچريم در ده و هم بر قناره‌ايم
رشحه : مىفرمودند كه مثل من مثل مرغابى است كه بر « 12 » روى بحر است اگر
هامش
( 1 ) - چپ : محى الدين واعظ ( 2 ) - مى : حق سبحانه مرا ( 3 ) - بر : مرا توجه خاص راست بجناب خود كرامت فرمايد ( 4 ) - مى : بجانب بر : ( بجناب خود ) در حاشيه با خط ديگر ( 5 ) - چپ : در نسخه بدل : اعراض ( 6 ) - مى : خواهيم ( 7 ) - مى : گردانيم ( 8 ) - مى : نيستيم ( 9 ) - مج : خواندند كه شعر ، چپ : خواندند كه بيت ( 10 ) - مج : خواندند شعر ، چپ : خواندند بيت ( 11 ) - مج : ( نه ) ندارد ( 12 ) - بر : به روى .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 350 | على بن حسين واعظ كاشفى