تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
مىكردند ، مىگفتند « 1 » مرا عجب مىآيد از مردم « 2 » كه حيوان را كه دو چشم دارد و در ايشان مىنگرد ، كارد بر گلوى وى مىنهند و وى را مىكشند و گوشت او را بر آتش مىگردانند و مىخورند . ازين سخن حضرت شيخ كه ايشان نقل كردند بوى آن مىآيد كه شيخ در آن « 3 » متحقق بمقام ابدال بوده باشند چه اين صفت ، مخصوص طبقه ابدالست كه هيچ حيوانى را نكشند و نيازارند و حيوانى نخورند به‌واسطه آنكه شهود سريان حيات حقيقى در اشياء بر « 4 » ايشان در آن مقام « 5 » غالب است . مىفرمودند كه حضرت شيخ صائم الدهر بودند « 6 » ايشان را خريطهء « 7 » بود كه « 8 » در آن مقدارى سويق داشتند و كاسه چوبينى ، چون وقت افطار شدى آن كاسه چوبين را از آن خريطه « 7 » بيرون مىآوردند و قدرى آب زمزم در آن مىريختند و به سه انگشت از آن « 9 » خريطه « 10 » يك‌بار مقداركى سويق بيرون مىآوردند و به آن آب مىآميختند و مىآشاميدند - و تا شبى « 11 » ديگر غذا و شربت ايشان همين بود . مىفرمودند كه چون از ملازمت حضرت شيخ بمصر آمدم ، شنيدم كه بعضى « 12 » از كبار مشايخ مصر بخواب ديده‌اند كه يكى از اعاظم اوليا نابينا مىشود ، بعد از آن قطب زمان و غوث روزگار مىگردد و مدت دو سال در مرتبه غوثيت متمكن مىباشد پس وفات مىيابد ، در آن چند روز خبر بمصر آمد كه هر دو چشم شيخ عبد الكبير پوشيده شد و بعد از آن دو سال ديگر در قيد حيات بودند « 13 » آنگاه در مكه مبارك نقل كردند « 14 » قبر مبارك ايشان آنجا مشهور است ، يزار و « 15 » يتبرك به .
هامش
( 1 ) - مج : ( مىگفتند ) ندارد ( 2 ) - مى : مردمى كه ( 3 ) - مى ، در آن مقام متحقق بمقام ، مج : در آن محل متحقق بمقام ( 4 ) - بر : در اشياء در آن مقام ( 5 ) - مى : در آن مقالبست ( 6 ) - مى ، چپ : بوده‌اند ( 7 ) - مى : خليطه ( 8 ) - بر : ( كه ) ندارد ( 9 ) - بر : از آن خريطه بيرون مىآوردند يك‌بار مقدارك سويق و به آن آب مىآميختند و ( 10 ) - مى : خليطه ( 11 ) - مى : چپ : و تا شب ديگر ( 12 ) - مى : از كبار كبراى مشايخ مصر بخواب ، بر : از كبار مشايخ بخواب ( 13 ) - مى ، مج : بوده‌اند ( 14 ) - مى : نقل كرده‌اند ( 15 ) - مج : ( يزار و يتبرك به ) ندارد .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 347 | على بن حسين واعظ كاشفى