تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
اگر اجازت فرماييد بطريق « 1 » خود ذكر چند گويم ، ايشان فرمودند نيكو باشد ، پس آن شيخ با مريد خود چند ذكرى بطريق جهر بگفتند و زمانى سكوت كردند و مراقب شدند ، بعد از آن شيخ سر برآوردند و « 2 » از ايشان پرسيدند كه شما سيد بوده‌ايد ؟ ايشان فرمودند « 3 » آرى ، گفت « 4 » چونست كه درين مدت عمر ، سيادت خود را ظاهر نكرديد « 5 » و حال آنكه اخفاء اين نسبت روا نيست ، ايشان فرمودند كه چون والد ما وفات يافت از ايشان شجره و نسبت‌نامه بماند ، ما را شرم آمد كه از آن دكانى برسازيم و آن را هر طرف بريم و به مردم نمائيم : رفتيم و آن را در شكاف ديوارى نهاديم و مشتى گل بر آن زديم و با خود قرار داديم كه هركه از ما نسب ما پرسد پوشيده نداريم و چون درين مدت عمر هيچ‌كس از ما نپرسيد ما نيز هيچ نگفتيم ، امروز كه « 6 » شما پرسيديد اخفاء نكرديم و آنچه واقع « 7 » بود گفتيم ، پس از شيخ پرسيدند كه سبب استفسار شما از سيادت ما چه بود ؟ گفت درين مراقبه چنان مشاهده كردم كه حضرت رسالت صلى الله عليه و سلم ظاهر شدند و « 8 » فرمودند كه فرزند ما سعد الدين دو تن « 9 » از مريدان خود را بما رسانيد و به مرتبهء ولايت و اصل گردانيد « 10 » ، ايشان متبسم شدند و فرمودند كه مىبايد كه آن حضرت بيشتر گفته باشد « 11 » مريد شيخ گفت ، گوش شيخ ما اندك گرانى دارد ، آن حضرت سى و دو تن « 12 » فرمودند و شيخ دو تن شنيدند ، ايشان « 13 » آن مريد را گفتند راست اين
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : بطريقه خود ذكرى چند بگويم ( 2 ) - بر : برآوردند و فرمودند كه شما سيد بوده‌ايد ؟ مج ، چپ : شيخ سر برآورد و از ايشان پرسيد كه شما سيد بوده‌ايد ؟ ( 3 ) - بر : كه آرى ( 4 ) - مى ، چپ : شيخ گفت ، ( كلمه شيخ در ( مى ) ، الحاقى است و در چپ ، نيز در نسخه بدل است ) ( 5 ) - مج : نكرده‌ايد ( 6 ) - مى : امروز كه شما از ما پرسيديد ، چپ : امروز كه پرسيديد ( 7 ) - مى : و آنچه واقعه بود ( 8 ) - بر : ( و ) ندارد ( 9 ) - مى ، چپ : دو تن را از مريدان خود بما ( 10 ) - مىگردانيد ( ) افتاده ( 11 ) - بر : گفته باشند ( 12 ) - مج : سى و سه تن ( 13 ) - مى : ( ايشان ) ندارد .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 344 | على بن حسين واعظ كاشفى