نقشبنديه است ، ايشان فرمودند مليح ، مليح هم المخلصون ، هم الصديقون و شيخ در تعريف مردم بهغايت بخيل بودند گاهى كه از جنيد و شبلى نقلى درافتادى كه مناسب مشرب ايشان « 1 » نبودى مىگفتند كه فلان سرد گفته است يا فلان بارد گفته .
مىگفتند « 2 » كه روزى حضرت شيخ فرمودند كه مرا پدرى بود كه بر روى آب مىرفت و قدم بر هوا مىنهاد ليكن بوئى از توحيد نداشت ، روزى در مجلسى « 3 » كه بسى از اكابر علماء و عرفا و فقرا حاضر بودند به تقريبى فرمودند كه حق سبحانه عالم بغيب نيست اكثر حاضران از آن سخن بر خود بلرزيدند و پيچيدند « 4 » چه بحسب ظاهر خلاف نص نمود ، حضرت شيخ دريافتند كه آن سخن در حوصله دانش « 5 » بعضى نمىگنجد - از قصد خود تنزل نمودند و فرمودند كه « 6 » آنجا كه حق است همه شهادت است و به روى « 7 » هيچچيز پوشيده نيست تا غيب « 8 » توان گفت ، چون غيب معدوم باشد ، علم به معدوم نباشد پس عالم الغيب كه در قرآن واقع « 9 » است نسبت بما باشد نه نسبت به حق سبحانه . راقم حروف روز ديگر در خلوتى از خدمت مولانا محمد عليهالرحمه پرسيد كه شما دى « 10 » فرموديد كه شيخ در آن سخن از قصد خود تنزل نمودند اگر تنزل ننمودى « 11 » آن سخن بر چه معنى محمول بودى ، فرمودند كه در مرتبه ذات بحت و هويت صرف ، جميع نسب « 12 » و اضافات « 13 » ساقط است و چون در آن مرتبه اضافت نسبت علميه نباشد پس در آن مرتبه ، عالم بغيب « 14 » نگويند .
مىفرمودند « 15 » كه حضرت شيخ حيوانى نمىخوردند و از خوردن گوشت پرهيز
هامش
( 1 ) - مى : ( ايشان ) ندارد
( 2 ) - مج : ( مىگفتند ) ندارد
( 3 ) - بر : كه از اكابر
( 4 ) - مج : پيچيدهاند ، چپ : بخنديدند ، نسخه بدل پيچيدند
( 5 ) - بر : حوصله بعضى
( 6 ) - مى ، چپ ، ( كه ) ندارد
( 7 ) - بر : بر او
( 8 ) - بر : غيبت
( 9 ) - بر : واقع شده
( 10 ) - بر : دى روز ، در نسخه برهم ( روز ) با خط ريز بالاى دى افزودهاند
( 11 ) - مى ، مج :
ننمودندى
( 12 ) - مى ؛ جميع نسبت ، چپ : نسب ، نسخه بدل نسبت
( 13 ) - مج : ( و اضافات ) ندارد
( 14 ) - چپ : عالم الغيب
( 15 ) - چپ : فرمودند كه .