تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
بازدارد و شغل ترا برهم « 1 » زند ، من خود را بر « 2 » طريقه دوختم و بجد مشغول شدم ، هرچند « 3 » وى حركات كرد و كارها آورد كه من از وقت خود بيفتم ميسر نشد ، وى هرچند پيشتر آمد من بيشتر بر شغل خود پيچيدم ، تا به‌غايت نزديك رسيد و ديد كه من از كار خود نمىگردم ، خيز كرد و بر گردن من سوار شد و پاىها چون دوالى بر كمر من پيچيد و من همچنان در كار خود متمكن بودم و هيچ اضطراب و تهتك ننمودم ، بعد از زمانى پاىها از كمر من جدا كرد و همچون دود به هوا بالا رفت و ناپديد « 4 » شد و ديگر هرگز مثل آن صورتى مرا تشويش نداد . مىفرمودند كه هم « 5 » در مبادى حال شبى در مسجد جامع بر تخت مقريان « 6 » تكيه داشتم و در آسمان نظر مىكردم ناگاه ديدم كه هر ستاره كه بر آسمانست متوجه زمين شد و همچو « 7 » ژاله فرو آمدن گرفت و جمله روى به من آوردند و چنان به من نزديك شدند كه گمان بردم كه اگر دست دراز كنم به ستاره رسد . از مشاهده اين حال كيفيتى عظيم روى نمود و بيخودى « 8 » تمام دست داد و تا قريب صبح آن كيفيت برداشت . مىفرمودند كه هم در مبادى حال روزى پيش والده خود نشسته بودم ، ديدم كه واردى به‌غايت قوى متوجه من شد دانستم كه مرا « 9 » بى خود خواهد ساخت بوالده گفتم كه از حال من باخبر باشيد و بشماريد كه چند نماز از من فوت مىشود ، اين گفتم « 10 » و آن كيفيت مرا فروگرفت و از حس غايب ساخت و من بى خود افتادم ، چون چشم گشادم والده را بر سر بالين خود گريان ديدم گفتم چرا مىگرييد گفتند چون نگريم كه سه
هامش
( 1 ) - مج : ترا باهم ( 2 ) - بر : را بر نسبت و طريقه ( 3 ) - مج : وى كارها و حركات مىكرد من از خود نرفتم ميسر نشد ( 4 ) - چپ : و ناپيدا شد ( 5 ) - مج : كه در مبادى ( 6 ) - چپ : مقربان ( 7 ) - مى : و همچون ( 8 ) - مج : ( و بيخودى ) ندارد ( 9 ) - مج : كه مرا بيخودى خواهد شد بوالده گفت كه ( 10 ) - مج : اين بگفتم .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 336 | على بن حسين واعظ كاشفى