انداختم و به باطن زارى و نيازمندى تمام نمودم و آب در « 1 » چشم كردم ، ايشان ترحم كرده باز التفاتى نمودند كه همان چراغ افروخته شد ، بعد از آن سروكار درس و افاده را برهمزدم و به همگى همت خود را بر حفظ آن نسبت گماشتم و هرچه مانع ظهور آن بود به تمام بازگذاشتم .
سن شريف ايشان پنجاه و پنج سال بوده و در شهور سنه ست و خمسين يا سبع و خمسين و ثمانمائه از دنيا رفتهاند و قبر مبارك ايشان بر تخت مزار حضرت مولانا سعد الدين است ، قدس اللّه « 2 » تعالى سره .
مولانا علاء الدين آبيزى
« 3 » رحمه الله « 4 » تعالى : نام ايشان محمد بن « 5 » المؤمن است و مولد ايشان آبيز است « 6 » كه دهى « 7 » است در « 8 » ولايت قوهستان ، « 9 » از كبار اصحاب حضرت مولانا سعد الدين قدس سره « 10 » بودهاند « 11 » و بعد از نقل حضرت مولانا به خدمت مولانا نور الدين عبد الرحمن « 12 » قدس سره بازگشت تمام داشتند « 13 » و ايشان را بمولانا علاء الدين التفات بسيار بود ، روز به تقريبى مىفرمودند كه طينت مولانا علاء الدين و فرزند وى مولانا غياث الدين از خاك پاك سرشته شده است ، و شيوه « 14 » خدمت مولوى مكتبدارى مىبود ، اين شغل را پردهكار و قباب روزگار خود ساخته بودند ، مىفرمودند - كه در زمان سلطان ابو سعيد ميرزا حضرت خواجه « 15 » عبيد اللّه قدس اللّه « 16 » تعالى سره به هرى تشريف آورده بودند ، اول بار كه به ملازمت حضرت ايشان رفتم ، پرسيدند
هامش
( 1 ) - بر : آبچشم كردم
( 2 ) - چپ : قدس سره
( 3 ) - مى : آنبيرى ، چپ ، آپزى ، مج :
آبيزى
( 4 ) - مى : رحمة اللّه تعالى عليه
( 5 ) - مى : محمد بن عبد المؤمن
( 6 ) - چپ :
آپيز ، مى : آبيز ، در حاشيه نسخه مج ( آبيز . بالف ممدوده و كسر باء موحد و ياء تحتانيه و حرف زاى / 12
( 7 ) - بر : ديهى است
( 8 ) - چپ : از ولايت
( 9 ) - مى : و از
( 10 ) - مى :
قدس اللّه سره
( 11 ) - مى ، چپ : بودند
( 12 ) - مى : عبد الرحمن جامى قدس اللّه سره
( 13 ) - مى : داشتهاند
( 14 ) - بر : و به شيوه
( 15 ) - بر : حضرت خواجه ايشان
( 16 ) - مج ، چپ : قدس سره .