تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
درسها بر اكثر « 1 » مستفيدين فائق مىبوده‌اند در مجلس حضرت خواجه برهان الدين ابو نصر پارسا قدس سره حاضر مىشده‌اند و استماع كتب احاديث ، مثل مصابيح و مشارق « 2 » و صحيح بخارى و مسلم مىنموده و حضرت خواجه به جهت ايشان اجازت روايت حديث نوشته‌اند و بعد از تحصيل علوم عقلى و نقلى روى ارادت بصحبت مشايخ طريقت آورده‌اند و ملازمت و خدمت صوفيه را اختيار كرده و به خدمت شيخ زين الدين خوافى و شيخ بهاء الدين عمر و خواجه شمس الدين محمد كوسوئى « 3 » و غير ايشان قدس اللّه « 4 » ارواحهم مىرسيده‌اند و آخرالامر بصحبت حضرت مولانا سعد الدين قدس سره پيوسته‌اند و از ملازمت اين و آن بازرسته ، مىفرموده‌اند كه در مبادى حال پيرامن حضرت مولانا بسيار مىگشتم و هيچ اثرى از نسبت اين عزيزان در باطن خود نمىيافتم و از اين جهت به‌غايت ملول و محزون بودم ، تا روزى بعد از نماز جمعه در پيش مقصوره هرات ، ميان كثرت مردم و ازدحام عوام سيرى مىكردم ناگاه ايشان را در ميان آن « 5 » كثرت ديدم ، سر راه بر ايشان گرفتم نيازمندى تمام كردم ، فرمودند كه دادر تا اين علوم رسمى كه در سينه دارى قى نكنى فائده نيست و درين گفتن باطن مرا به خود منجذب گردانيدند « 6 » و متوجه بيرون مسجد شدند و من بىاختيار در عقب ايشان روان شدم و از دور ايشان را نگاه مىداشتم تا از مسجد جامع بيرون آمدند و روى به بازار خوش « 7 » نهادند و از دروازه فيروزآباد بيرون رفتند و من هم در عقب ايشان بيرون رفتم ، ديدم كه بدر دكان « 8 » چوب‌فروشى رفتند و دو پل « 9 » پنج‌گزى سطبر جهت عمارتى بخريدند و « 10 » فرجى خود را ته كرده بر دوش مبارك « 11 » نهادند و خواستند كه بلى « 12 »
هامش
( 1 ) - بر : بر اكثر مستعدان و مستفيدين فايق ( 2 ) - مى : و مسارق ( 3 ) - چپ : كوسوى ( 4 ) - مى : قدس اللّه تعالى ارواحهم ( 5 ) - بر : ميان كثرت ( 6 ) - مج : گردانيد ( 7 ) - مج : به بازار خويش ، چپ : روى نياز از خويش ( 8 ) - مج ؛ مى : بدر دوكان ( 9 ) - مى : بل ( 10 ) - بر : بخريدند ، فرجى خود را تو كرده ( 11 ) - مى : مبارك خود ( 12 ) - چپ : پلى .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 303 | على بن حسين واعظ كاشفى