تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
صحو « 1 » از آن توبه كرده‌اند ، لاجرم حق سبحانه ايشان را از منازل تجليات صورى و نورى و معنوى عبور داده و به تجليات ذوقى ذاتى رسانيده و از مزلة اقدام رهانيده و سر « 2 » ايشان را به نعيم مقيم تجلى ذات رفيع الدرجات و اصل گردانيده ،
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ . *
رشحه : « 3 » خدمت مولوى استادى مولانا عبد الغفور عليه الرحمة و الغفران در بيان وجود بارىتعالى و نسبت معيت وى باشياء مىفرمودند كه وجود ممكن غير حقيقت او است و عارض حقيقت او مثلا زيد مصور در ذهن حقيقى است كه اين « 4 » وجود خارجى عارض آن حقيقت شده و منضم بوى گشته و آن حقيقت به‌واسطه اين ضميمه مبدأ آثار شده پس به حقيقت اين وجود عارضى « 5 » مبدأ آثار باشد چه از وجود تعبير به چيزى - مىكنند كه مبدأ آثار باشد و وجود واجب عين حقيقت او است بخلاف وجود ممكن ، پس آن حقيقت به خود مبدأ آثار است بىانضمام هيچ شيئى بوى و اختلاف است حكماء صوفيه را ، كه آن وجودى كه مبدأ آثار موجودات شده چه وجود است ، شيخ ركن - الدين علاء الدوله و قليلى از صوفيه و اكثر حكماء و متكلمين برآنند كه آن صفتى است از صفات حق سبحانه كه افاضه وجود كرده بر موجودات و مسمى است بفيض وجودى و وجود عام و نفس الرحمن و غير آن و حضرت شيخ « 6 » محى الدين بن العربى و اتباع ايشان و اكثر صوفيه « 7 » محققين از متقدمين و متأخرين و قليلى از حكماء و « 8 » متكلمين برآنند كه آن وجودى كه مبدأ آثار شده هم وجود حق است سبحانه ، كه عين حقيقت خود است لا غير . پس همه ممكنات ، موجود بوجود واجبند ، يعنى ذات را باشياء علاقه معيتى واقعست كه آن معيت مجهول الكيفيت است ، و هيچ احدى از ارباب تحقيق از
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : سهو ( معنى آن را كاتب درنيافته و سهو كرده است ) ( 2 ) - مى : و سير ايشان ( 3 ) - مج : ( رشحه ) ندارد ( 4 ) - مج : كه وجود ( 5 ) - بر : وجود عارض ( 6 ) - بر : و حضرت شيخ ( ركن الدين علاء ) محى الدين بن العربى ( 7 ) - چپ : صوفيه و محققين از ( 8 ) - مج : حكما متكلمين .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 299 | على بن حسين واعظ كاشفى