تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
نيز بخاطر مىآيد كه از اراده وجه باقى توجه بوجه خاص گيرند و چون نتيجه اين توجه ، افناء غير است و اثبات حق سبحانه پس آنجا كه حق سبحانه مثبت بود همه اشياء مسخر باشند و در آن حال حق سبحانه از باطن صاحب اين ارادت ، مسخر اشياء بود . رشحه : در معنى اين سخن كه حضرت ايشان فرموده‌اند كه در فتوحات مذكور است كه سر ظهور عالم معلوم نمىشود الا بمجاهدات كثيره و رياضات عظيمه يصبحها الهمم « 1 » مىفرمودند كه مراد از يصبحها الهمم « 2 » آنست مرمى قصد و همت او ، ذات حق سبحانه باشد و تا همت موجود نشود و صاحب اين همت مجاهدات كثيره و رياضات عظيمه بر خود نگيرد ، سر ظهور عالم كه از جمله اسرار غامضه است ، بر وى منكشف نشود ، مجرد اين همت ، بىاتحاد « 3 » مجاهده و رياضت « 4 » يا مجرد مجاهده و رياضت ، بىتحصيل اين همت ، هيچ فايده و نتيجه ندهد . رشحه : در معنى اين سخن كه حضرت ايشان فرموده‌اند « 5 » كه بعضى عارفان را قدرت آن داده‌اند كه هرچه خواهند خلق كنند و فرق ميان مخلوق حق « 6 » و مخلوق عارف آنست كه مخلوق عارف باقى است مادام كه آن را در حضرتى از حضرات اثبات كند ، مىفرمودند كه لازم نيست كه عارف متوجه مخلوق خود بود بتوجه حسى شهادى ، بلكه اگر در حضرتى « 7 » مثال صورت مثالى وى بود كافى است ، در ابقاى وجود خارجى آن موجود شهادى وى « 8 » پس مادام كه آن توجه از عارف باقى است به آن موجود شهادى « 9 » در حضرت مثال « 10 » با حضرت شهادت آن موجود نيز باقى است در حضرت شهادت و هرگاه آن توجه منقطع گردد آن موجود فى الحال معدوم صرف شود .
هامش
( 1 ) - مى ، مج : يصبحها الهمم ، چپ : تصبحها الهمم ( 2 ) - مج : يصحها الهم ( 3 ) - مج : بىاتخاذ ( 4 ) - چپ : مجاهده و رياضات ( 5 ) - مى : مىفرموده‌اند كه ( 6 ) - مى : حق سبحانه ( 7 ) - مى ، چپ : بلكه اگر در حضرت مثال ، مج : بلكه در حضرت مثال ( 8 ) - مى ؛ چپ : ( وى ) ندارد ( 9 ) - مى : شهاده در ( 10 ) - در حضرت شهادت .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 296 | على بن حسين واعظ كاشفى