و تمكين و خلق حق سبحانه موجود شده است ، در معنى اين سخن فرمودند اگرچه هر فعلى خواه حدى « 1 » شرعى متوجه شود و خواه نشود ازين قبيل است كه باقدار و تمكين و خلق حق سبحانه موجود شده است ، ليكن مراد آنست كه در اين قسم كه مذكور شد نظر بر حقيقت قضا و قدر مىبايد داشت تا جنگ و آشوب نشود ، و در آن صورت ديگر نظر به احكام شريعت مىبايد كرد تا سلسله امور دين « 2 » عالم بر انتظام « 3 » خود بماند و اهانتى بشرع شريف « 4 » راه نيابد ، در آن صورت رنجيدن و جنگ « 5 » و آشوب كردن موجب رضاى « 6 » حق سبحانه و خشنودى رسول او است ، صلى اللّه عليه و سلم و در ضمن آن جنگ و آشوب هزار فايده صورة « 7 » و معنى مندرج است و اهمال و امهال در آن ، جز الحاد و « 8 » زندقه هيچ نيست .
رشحه : در شرح اين سخن كه حضرت ايشان فرمودهاند كه بديده قضا و قدر نظر « 9 » مىبايد كرد و همه كس را تمثيل امر تكوينى « 10 » ديد تا جنگ نشود ، مىفرمودند كه يعنى تمثيل آن چيزى كه بامر تكوينى « 10 » حاصل شده باشد و اين اضافه است بادنى ملابسه و امر تكوينى « 10 » امر بىواسطه را گويند يعنى « 11 » در حصول آن امر احتياج به وسايط بسيار و امتداد زمان « 12 » نيست .
رشحه : در معنى اين سخن كه حضرت ايشان فرمودهاند كه « 13 » اراده وجه باقى مسخر است ، مىفرمودند يعنى اراده حصه وجودى كه هر موجودى را حاصل است و آئينه وجود مطلق او است ، مسخر همان حصه است ، به آن معنى كه سالك بر آن حصه غالب مىتواند « 14 » شد و وى را آئينه جمال مطلق مىتواند گردانيد و فرمودند « 15 » معنى ديگر
هامش
( 1 ) - مج : حد شرع متوجه ، چپ : حد شرعى
( 2 ) - مى : امور آن عالم ، چپ : امور اين عالم
( 3 ) - مى : بانتظام
( 4 ) - مى : بشرع شريعت شريف
( 5 ) - بر : رنجيدن و آشوب كردن
( 6 ) - مى : موجب برضاى
( 7 ) - مى : صورت و معنى
( 8 ) - مج : الحادى و
( 9 ) - بر : نگاه مىبايد
( 10 ) - مى : امر تكونى
( 11 ) - بر : بعضى در
( 12 ) - بر :
زمانى
( 13 ) - مى : كه در اراده
( 14 ) - مى : مىتوان شد
( 15 ) - مج : فرمودند كه .