آنست كه اين عبادت اختيارى مطابق شود به آن عبادت اضطرارى كه مدركه را هميشه بحسب انقياد و تذلل « 1 » حاصل است و ارادت مطابق شود به حال واقع .
رشحه : در تعذيب جاودانى كفار و اختلاف اكابر در آن « 2 » مىفرمودند كه بعضى سؤال كردهاند كه مقتضاى عدل و حكمت آنست كه گناه متناهى را عذاب « 3 » متناهى باشد ، پس جهت چيست كه كفر متناهى را عذاب نامتناهى است ، ؟ « 4 » امام غزالى قدس سره در جواب ازين سؤال فرمودهاند كه قدر جزاى اعمال ، حق سبحانه مىداند و ادراك اين معنى « 5 » فوق دريافت عقول ناقصه است ، پس جزائى كه مماثل كفر باشد در نشاء اخروى جاودانى خواهد بود و بر حقيقت « 6 » و سر جزاى اعمال ؛ جز حق سبحانه را اطلاع نيست و بعضى ديگر گفتهاند كه چون قصد و نيت كفار آنست كه هميشه بر كفر باشند « 7 » پس در آن نشاء نيز جزاى ايشان هميشه باشد ، اما آنها كه به عذاب جاودانى قايل نيستند مىگويند كفر جهلى است عارضى ، و حسبان « 8 » و ملايم مزاج و روح نيست بلكه مناسب مزاج روح و ادراكات وى امور حقه است و صفت جهل آخر مرتفع مىشود - ، در چند موضع از كلمات قدسيه حضرت ايشان كه بعضى « 9 » مخاديم جمع كردهاند دغدغه مىبود و « 10 » به خدمت مولوى استادى عليهالرحمه عرض كرده مىشد و جواب مىشنود - « 11 » و بعضى از آن اينست كه در ضمن شش رشحه ايراد مىيابد :
رشحه : حضرت ايشان فرمودهاند « 12 » كه آنچه از مردم واقع مىشود و اگر آن را « 13 » در شريعت حدى و تعزيرى مقرر نيست از آن نمىبايد رنجيد زيرا كه آن با قدار
هامش
( 1 ) - بر : و تذليل
( 2 ) - مج : ( در آن ) ندارد
( 3 ) - مج : ( را عذاب متناهى ) ندارد
( 4 ) - مج : اما امام
( 5 ) - مج : و ادراكه اين فوق
( 6 ) - مى : بر حقيقت سر جزاى اعمال ، چپ : بر حقيقت و سر جزاى اعمال
( 7 ) - مىباشد :
( 8 ) - بر : حسبان ، مى ، مج :
چسبان ، چپ : چسبان
( 9 ) - بر : بعضى مخاديم جمع كرده بودند ، مج : بعض مخاديم جمع كردهاند
( 10 ) - مج : ( و ) ندارد ، مى ، و خدمت
( 11 ) - مج : مىشنيد
( 12 ) - مى :
مىفرمودند
( 13 ) - مى ، چپ : و اگر در شريعت آن را حدى .