تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
ملاحظه معنى اطلاق را و مشاهدهء جبال مورث معنى هيبت و عظمت است و آواز آب بطريق امتداد و اتصال در وقت مراقبه مقوى « 1 » مراقبه است و ملاحظهء تبعيت ظل مر ذى ظل را مورث « 2 » خروج از حول و قوت « 3 » خود است . و ملاحظه چشمان جانوران وحشى و توحش ايشان مورث نسبت حيرت است و ملاحظه جنازه ، مقوى نسبت فنا است ، و آواز گريه از محبوب گم‌كرده ياد دهد ، و مىفرمودند كه يك « 4 » روز در ملازمت حضرت مولانا سعد الدين قدس سره « 5 » مىرفتيم « 6 » اتفاقا گذر بر درازگوش « 7 » مرده افتاد كه چشمانش باز مانده بود و فرمودند كه عجب « 8 » استهلاكى دارد و در آن حين نسبت ايشان به‌غايت قوى گشت و مىفرمودند كه روزى قبض « 9 » عظيم واقع شد و بصحرا بيرون رفتيم ، چون نزديك باغ آهو رسيديم و ناژوها « 10 » در نظر آمد در خاطر گشت كه همانا « 11 » اين‌ها بحسب استعداد خود از مبدأ فيض مىگيرند و به آن آرام دارند ، فى الحال قبض بر طرف شد و نسبت عظيم فروگرفت و بسيارى در شبهاى ماهتاب چون قبض « 12 » حادث شدى به ملاحظه سايه « 13 » و تبعيت وى مرتفع مىشد ، خدمت مولوى مىگفتند كه روزى پيش ايشان درآمدم و از اختلاط مردم شكايت كردم « 14 » فرمودند « 15 » خلق خداى را از عالم بيرون نمىتوان كرد چنان بايد زيست كه خلق را برين كس دست تصرف نباشد و در آن ايام بتأليف كتاب نفحات الانس مشغول بودند ، فرمودند كه يك صفحه يا دو نوشته « 16 » مىشود و شعور به نوشتن نيست بلكه بطريق عادت جارى مىشود و فرمودند
هامش
( 1 ) - مج : ( مقوى مراقبه ) ندارد ( 2 ) - بر : را موجب خروج ( 3 ) - مى : از حول وقوف خود مج : از حول وقف خود ( 4 ) - مج ، كه روزى در ( 5 ) - مى : قدس اللّه سره ( 6 ) - مى : مىرفتم ( 7 ) - چپ : درازگوشى ( 8 ) - مج : فرمودند عجب ( 9 ) - مى ؛ چپ : قبضى عظيم ( 10 ) - چپ ، و اژدها در نظر آمد ( 11 ) - مج : گشت هامانا ( 12 ) - مج ، چپ ، چون قبضى حادث ( 13 ) - مى : سايه و منقبت تبعيت وى ، بر : سايه وسعت وى ( 14 ) - مج ، چپ : مىكردم ( 15 ) - مى : فرمودند كه ، چپ : مىفرمودند كه ( 16 ) - مج : ( يا دو ) ندارد مى ، چپ : يك صفحه يا دو صفحه نوشته مىشود .