خدمت مولوى در تكملهء حاشيهء نفحات ، از حال خود به اين عنوان تعبير كردهاند كه فقيرى « 1 » را كه دغدغه شغل بدينطريق « 2 » دست داده بوده است و به ملازمت ايشان آمده و استدعاء تعليم كرده ، ايشان او را تلقين ذكر لا إله الا اللّه ، محمد رسول اللّه ، كردهاند و مشروط بحفظ صورت مبارك خود ساخته آن شخص در همان صحبت بفرموده ايشان مشغول گشته فى الحال در وى اثر معهوده « 3 » اين طايفه بظهور آمده و خود را در فضاى روشن ديده و وى را لذت قوى و شوق عظيم دست داده و نشان
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ
« 4 » هويدا گشته اين حالت را بديشان عرض كرده فرمودهاند كه اين سريست كه از يار و دوست نيز اخفا بايد كرد ، بعده بتكرار شغل و كثرت عمل ، كيفيت بيخودى در وى متزايد « 5 » مىشده ، روزى اين شخص از بعضى اشغال كه سبب فتور اين نسبت مىشده نزد ايشان شكايت كرده ، فرمودهاند كه چاره نيست ، آن نسبت را با شغلى از اشغال ظاهرى جمع مىبايد ساخت و صحبت كسى را كه اين نسبت از وى دريافته لازم داشت اين ملك ديگرى است كه درين كس منعكس شده چنان بايد كرد كه ملك اين كس شود و اين بدوام صحبت ميسر گردد و فرمودند « 6 » كه اشتغال بامرى بحسب ظاهر « 7 » ضرورتست « 8 » ، تا اين كس از ساير خلق ممتاز شود و نشانمند نگردد ، نشنيدهء « 9 » كه شخصى نزديك بزرگى رفت و التماس تعليم طريقى كرد ، فرمودند « 10 » كه هيچ پيشه دارى ؟ گفت نى ، فرمود كه « 11 » برو پينهدوزى بياموز كه معنى روشن « 12 » اين طايفه بىصورت شغلى نمىباشد و فرمودند كه حصول « 13 » اين حالت و تحقق « 14 » اين نسبت آنى است زيرا كه از مقوله ادراك و انفعال است حقيقت كار اعراض و اقبال است ، اعراض
هامش
( 1 ) - مج : كه فقير را
( 2 ) - بر : به اين
( 3 ) - بر : معهود
( 4 ) - چپ : ( غير الارض ) ندارد
( 5 ) - چپ ، در وى تزايد مىشده
( 6 ) - چپ : و فرمودهاند
( 7 ) - مى : ظاهرى
( 8 ) - مى ، مج : ضروريست ، چپ : ضرور است
( 9 ) - مج ، چپ : و نشنيدهء
( 10 ) - مج ، چپ :
فرمود كه
( 11 ) - مج : فرمودند كه
( 12 ) - مج : معنى روش
( 13 ) - چپ : كه محصول
( 14 ) - مج ، چپ : و تحقيق اين .