تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
خود ميل كنار « 1 » ايشان نمود و همچنان در كنار ايشان مىبود تا وقتىكه متوجه شهر شديم ، ايشان وى را از كنار خود بر زمين نهادند و برخاستند و روان شدند ، وى سراسيمه‌وار از عقب ايشان دوان شد ، بسى راه از « 2 » پى ما آمد تا به جائى رسيديم كه از انبوهى « 3 » و كثرت سواران و پيادگان ما از نظر وى پوشيده شديم و وى نيز ناپيدا شد . جوانى صاحب جمال كه چندگاه منظور نظر « 4 » ايشان بود حكايت كرده است كه روزى در ملازمت ايشان برسم سير ، بده « 5 » سياوشان رفته بوديم و جمعى كثير از اصحاب و متعلقان همراه بودند چون شب درآمد وقت خواب رسيد « 6 » هركس « 7 » به گوشه افتاد و ايشان در خانه « 8 » وسيع يك زاويه اختيار كرده تكيه فرمودند و شمعى بزرگ تا صباح آنجا مىسوخت و من نيز در آن خانه در گوشهء بخواب رفتم كه دورترين جائى بود از ايشان ، چون دو سه ساعتى گذشت بىموجبى بيدار شدم خود را بر هيئت قعود و « 9 » و تشهد نشسته ديدم متعجب شدم و با خود گفتم اين چه حالتست من خود « 10 » وقت خواب دراز « 11 » كشيده بودم و حالا بدين هيئت « 12 » نشسته‌ام « 13 » چون نيك نظر كردم ديدم كه خدمت ايشان بر جاى « 14 » خود به دو زانو مراقب نشسته‌اند من باز تكيه كردم و در خواب شدم و « 15 » زمانى گذشت باز بىجهتى بيدار شدم و همچنان خود را بر هيئت دو زانو نشسته يافتم ، تحير من زياده شد و آن شب چند كرت اين صورت واقع شد آخر دانستم كه آن بواسطهء توجه خاطر شريف ايشان است ، بيرون رفتم و وضو ساختم و آمدم و تا صباح پيش ايشان به دو زانو « 16 » نشستم .
هامش
( 1 ) - مج : ميل ايشان ( 2 ) - مى ، از پى ما دويده مىآمد تا ، مج : از پى ما مىدويد تا چپ : از پى ما دويد تا ( 3 ) - مى : كه از آنبوى ( 4 ) - بر : نظر كيميا اثر ايشان ( 5 ) - مج : ( بده ) ندارد ( 6 ) - مج : خواب هركس ( 7 ) - بر : هر كسى ( 8 ) - مج : ( در خانه ) افتاده ( 9 ) - مى ، مج : قعود تشهد ( 10 ) - مى ، چپ : خود را وقت ( 11 ) - مى : دراز باز كشيده بودم ( 12 ) - مى ، چپ : برين ( 13 ) - چپ : نشسته مىبينم ( 14 ) - مى ، مج : بر جاى خود دو زانو ، چپ : بجاى خود دو زانو ( 15 ) - مى ، چپ : شدم ، زمانى ( 16 ) - مى : به دو زانوى ادب نشستم .