تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
خود بها داده و در زير بار كشيده و بعد از ده روز در بيابان آن شتر فرومانده و در پاى تل ريگى مرده است ، آن عرب نزد ايشان آمده و آغاز خشونت و بىحيائى كرده كه شتر شما معيوب و معلول بوده كه به من فروخته‌اند و در روى ايشان بسى درشت گفته و بىادبيها كرده و زر خود را بابرام « 1 » تمام گرفته ، ايشان فرموده‌اند كه در اين عرب تغيرى « 2 » شده است و غالبا مرگ او نزديك است « 3 » ، چون از مكه بازگشته‌اند و به‌پاى همان تل ريك رسيده‌اند عرب افتاده و مرده و بر آن تل ريگ وى را دفن كرده‌اند . جمعى از اصحاب كه در سفر حجاز همراه ايشان بودند « 4 » چنين فرمودند كه فتحى سوادخوان « 5 » كه در بغداد به روافض درآميخت و آن‌همه گرد فتنه برانگيخت و مردود و مطرود نظر سعادت اثر ايشان شد و حج ناگزارده از بغداد بجانب تبريز برگشت « 6 » و هنوز ايشان « 7 » از مكه مراجعت نكرده بودند وى در تبريز وقت شامى اسب خود را جو داده است و بعد از ساعتى آمده و دست در توبره كرده تا معلوم كند كه اسب جو « 8 » تمام خورده يا نى ، فى الحال اسب دهن فراز كرده و انگشت شهادت وى را بدندان گرفته و از بيخ بركنده و وى از غايت صعوبت و شدت الم آن مرده است و جان به سختى و بدبختى سپرده . خدمت مولانا شمس الدين محمد روجى عليه‌الرحمه « 9 » كه از كبار اصحاب حضرت مولانا سعد الدين بودند ، چنين فرمودند كه روزى با خدمت مولانا نور الدين عبد الرحمن « 10 » بر كنار رود مالان نشسته بوديم در فصل طغيان آب ، ناگاه خارپشتى بر روى آب ظاهر شد ، ايشان وى را از آب فراگرفتند و دست مبارك در وى مىكشيدند و هيچ‌گونه اثر حيات از وى پيدا نبود ، بعد از لحظهء به حركت درآمد و بر خلاف طبيعت
هامش
( 1 ) - بر : خود را به تمام بابرام تمام گرفته ( 2 ) - بر : تغييرى شده ( 3 ) - بر : نزديك رسيده است ( 4 ) - مى : بوده‌اند ( 5 ) - مى : سوادخوانى كه ( 6 ) - بر : تبريز گشت ( 7 ) - مى : ( ايشان ) ندارد ( 8 ) - ( 9 ) - چپ : كه اسب تمام جو خورده يا نى ( 9 ) - بر : رحمة اللّه عليه ( 10 ) - مى ، چپ : عبد الرحمن جامى بر كنار .