تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
مدت اقامت ايشان در بغداد چهار ماه « 1 » بود و بعد از عيد رمضان اين سال متوجه حجاز « 2 » شدند و روى به مدينه پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم آوردند و « 3 » تركيبى در نعت آن حضرت نظم كردند كه مطلع « 4 » اولش اينست « 5 » :
محمل رحلت ببند اى ساربان كز شوق يار * مىكشد هر دم برويم قطره‌هاى خون قطار
و در اواخر شوال بحريم « 6 » حرمت نجف كه قبله عزت « 7 » و شرف است رسيدند و در آن مقام مبارك و منزل « 8 » متبرك اين غزل فرمودند كه : « 9 »
قد بدا مشهد مولاى انيخوا جملى * كه مشاهد شد از آن مشهدم انوار جلى رويش آن مظهر صافى است كه بر صورت اصل * آشكار است درو عكس جمال ازلى چشم از پرتو رويش به خدا بينا شد * جاى آن دارد اگر كور شود معتزلى زنده عشق نمرده است و نميرد هرگز * لايزالى بود اين زندگى و لم‌يزلى در جهان نيست متاعى كه ندارد بدلى * خاصه عشق بود منقبت بىبدلى دعوى عشق تولا « 10 » مكن اى سيرت تو * بغض ارباب دل از بىخردى و دغلى
هامش
( 1 ) - مج : ( چهار ماه بود ) افتاده ( 2 ) - چپ : متوجه جانب حجاز ، مى : اين سال جانب حجاز شدند ( 3 ) - مى ، مج : آورده ، تركيبى ( 4 ) - بر : كه مطلعش اين است ( 5 ) - مى : : اينست ، مطلع : مج : اينست كه شعر ، چپ : اينست ، نظم ( 6 ) - بر : بحريم نجف كه ( 7 ) - مى ، مج : كه قبله عزت است و شرف رسيدند ، چپ : نجف ، قبله عزت و شرف رسيدند ( 8 ) - مج : مقام مبارك و متبرك ( 9 ) - مج : كه شعر ، چپ : كه غزل ( 10 ) - بر : تولى .