و بعد از ملازمت روضهء « 1 » پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم ، توجه بجانب شام كردند و در دمشق مدت چهل و پنج روز اقامت فرمودند و بقاضى محمد خيضرى كه « 2 » اقضى - القضات آن ديار بود و اكمل محدثان روزگار و در حديث بهغايت سند عالى داشت ، صحبتها داشتند و از وى حديث استماع فرمودند و سند حديث گرفتند و قاضى در مدت اقامت ايشان ، آنجا به وظائف خدمتكارى و مهماندارى چنانچه بايد و شايد قيام نمود و بعد از آن ، ايشان متوجه حلب شدند و چون بحلب رسيدند ، سادات و ائمه و قضات آنجا انواع تحف و هدايا مبذول داشتند و در آن ولا قيصر روم « 3 » توجه ايشان را از خراسان به جانب حجاز شنيده بود و بعضى كسان خاصه خود را همراه خواجه عطاء اللّه كرمانى كه از ديرباز ملازمت ايشان مىگرد و بازگشت به اين آستانه « 4 » مىداشت مصحوب پنجهزار اشرفى منقود و صد هزار ديگر موعود نامزد خدام ايشان كرده به زبان مسكنت و نياز التماس نمود كه ايشان چند روزى پرتو التفات بر ساحت مملكت روم اندازند و ساكنان آن مرزوبوم را بقدوم « 5 » شريف خود « 6 » بنوازند و از جمله اتفاقات حسنه آن بود كه ايشان پيش از رسيدن رسولان قيصر به چند روز برحسب « 7 » الهام آسمانى از دمشق متوجه حلب شده بودند ، و چون آن رسولان بدمشق رسيدند و ايشان را نديدند ، تأسف بسيار ورزيدند و ايشان هنوز در حلب بودند كه خبر آمدن رسولان « 8 » قيصر بطلب ايشان از دمشق رسيد ، بىتوقف از حلب روى به راه تبريز نهادند كه مبادا آن رسولان از دمشق به حلب آيند و ايشان را بالحاح « 9 » و ابرام تمام طلب نمايند و چون به حمل ( كذا ) « 10 » رسيدند در خلال آن احوال راهها بهواسطه حرب و ضرب لشگرهاى روم
هامش
( 1 ) - مى : روضه حضرت پيغمبر
( 2 ) - بر : خضيرى ، چپ : جيفرى
( 3 ) - بر :
قيصر توجه ايشان
( 4 ) - مى ، چپ : به اين آستان مىداشت ، مج : به آن آستانه مىداشت
( 5 ) - بر : بمقدم شريف
( 6 ) - مى : ( خود ) ندارد
( 7 ) - بر : به چند روز حسب
( 8 ) - مى ، مج ، چپ : آمدن مردم قيصر ، مج نسخه بدل در حاشيه ( رسولان )
( 9 ) - بر : بالحاح تمام
( 10 ) - مج : چون به جمد رسيدند ، چپ : چون به حمد رسيدند ، نسخه بدل حاشيه ( حلب ، مى : چون بحلب رسيدند .