يا رب مدينه است اين حرم كز خاكش آيد بوى جان * يا ساحت باغ ارم ، يا عرضهء روض الجنان ؟
و بعد از بيست روز به مدينه رسيدند و شرائط زيارت روضه مقدسهء آن حضرت صلى اللّه عليه و سلم بجاى آوردند « 1 » و متوجه مكه مبارك شدند و بعد از ده روز در اوايل ذىالحجه آنجا رسيدند و مدت اقامت ايشان در حرم پانزده روز بود و بعد از اداى مناسك حج « 2 » اسلام و شرائط و آداب آن به تمام ، باز متوجه مدينه شدند و در اثناى توجه به زيارت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلم اين غزل « 3 » فرمودند كه « 4 » :
به كعبه رفتم از آنجا هواى كوى تو كردم * جمال كعبه تماشا به ياد روى تو كردم
شعار كعبه چو ديدم سياه ، دست تمنى * دراز جانب شعر سياهموى تو كردم
چو حلقهء دَرِ كعبه به صد نياز گرفتم * دعاى حلقهء گيسوى مشكبوى تو كردم
نهاده خلق حرم سوى كعبه روى ارادت * من از ميان همه روى دل بسوى تو كردم
مرا به هيچ مقامى نبود غير تو كامى * طواف و سعى كه كردم به جستجوى تو كردم
بموقف عرفات ايستاده خلق دعاخوان * من از دعا لب خود بسته ، گفتگوى تو كردم
فتاده اهل منى در پى مَنى و مقاصد * چه جامى از همه فارغ من آرزوى تو كردم
هامش
( 1 ) - مى : چپ ، بجاى آورده متوجه
( 2 ) - بر : حج و اسلام
( 3 ) - بر ؛ اين غزل نظم فرمودند
( 4 ) - مى ، مج : كه شعر ، چپ : كه غزل .