اگر بطريق « 1 » اشارت فرماييد غايت بندهنوازى باشد . حضرت مخدوم چنانچه عادت ايشان بود استبعاد نمودند و خود را از اين معنى دور داشتند ليكن در آن اثنا بطريق كنايت به شغلى اشارت فرمودند چون راقم اين حروف را در ماه شعبان سنه اربع و تسعمائة به خدمت خواجه كلان ولد بزرگوار حضرت مولانا سعد الدين قدس سره نسبت مصاهرت واقع شد و به بندگى « 2 » قبول كردند ، خدمت والد عليهالرحمه گفتند آن واقعه كه من پيش ازين بچهل سال « 3 » ديده بودم اين زمان تعبير يافت « 4 » .
« ذكر توجه حضرت مخدوم به سفر مبارك حجاز و بيان وقايعى « 5 » كه در آن سفر دست داده بر وجه ايجاز »
ايشان در اواسط ماه ربيع الاول سنه سبع و سبعين و ثمانمائه متوجه سفر مبارك حجاز شدهاند و تاريخ رفتن و آمدن ايشان بر سبيل تفصيل در آخر اين فصل از خط شريف ايشان نقل كرده « 6 » خواهد شد ، وقتى كه به تهيأ « 7 » اسباب آن راه شغل « 8 » مىنمودهاند - ، جمعى از اعيان خراسان التماس فسخ آن عزيمت كرده ، گفتند « 9 » كه هر روز بهواسطه التفات شما بسى مهمات درويشان ساخته و پرداخته مىشود و هر مهمى « 10 » كه به يمن همت شما بر در خانه سلاطين كفايت مىشود ، با يك حج پياده برابر است ايشان بر سبيل طيبت فرمودهاند « 11 » ازبسكه حج پياده گزاردهايم « 12 » كوفته و مانده « 13 » شدهايم ، بعد ازين مىخواهيم كه حج سواره هم بگزاريم و چون از هرات متوجه « 14 »
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : اگر بطريقى
( 2 ) - مى : و بندگى
( 3 ) - مى : ازين چهل سال
( 4 ) - مى : يافت و اللّه اعلم بالصواب
( 5 ) - چپ : بيان واقعه كه
( 6 ) - مى ، مج ، چپ : نقل خواهد افتاد
( 7 ) - مى ، چپ : به تهيؤ ، مج : تبها ( كذا )
( 8 ) - چپ : تشغل مىنمودند ، مى : شغل مىنمودند
( 9 ) - بر : گفتهاند كه
( 10 ) - مج : و هر مهم كه
( 11 ) - مى ، چپ :
فرمودند
( 12 ) - بر : گذاردهايم ( غالبا چنين است )
( 13 ) - بر : مانده و كوفته شدهايم
( 14 ) - بر : متوجه بر نيشابور و سبزوار .