روز يكشنبه ايشان بتركستان متوجه شدند و ما را بجانب فاراب فرستادند ، پانزدهم ربيع فرستادند ، پانزدهم ربيع الآخر از فاراب بجانب شاش توجه واقع شد بيست و دوم « 1 » را بشاش رسيده شد و هشتم جمادى الاولى « 2 » از شاش بجانب « 3 » خراسان توجه افتاد ، پانزدهم را بسمرقند رسيده شد ، در شنبه بيست و يكم را رحلت واقع شد تا پنجشنبه در شادمان وقوف افتاد و دوشنبه را به قرشى رسيده شد و هلال جمادى الاخرى شب پنجشنبه در قرشى ديده شد .
حضرت مخدوم مىفرمودند كه حضرت خواجه خاطرها را زود بسر مىآرند و اگر چيزى بر خاطر مبارك ايشان گران مىآمد به قوت قاهره رفع آن مىكند و سخنان اين طايفه را به اين شيرينى كه حضرت ايشان مىفرمايند از هيچكس نشنيدهايم . از بعضى از مخاديم چنين استماع افتاده « 4 » كه حضرت ايشان بسيار « 5 » طالبان را به ملازمت « 6 » حضرت مخدوم حواله مىفرمودند و بسى مستعدان را بر صحبت ايشان « 7 » تحريص « 8 » مىنمودند .
در كرت اولى « 9 » كه راقم اين حروف بماوراءالنهر مىرفت شبى كه بساحل جيحون رسيد بخواب ديد كه حضرت ايشان ظاهر شدند و مىفرمايند كه عجب چيزيست كه درياى « 10 » از نور در خراسان موج مىزند « 11 » و مردم باقتباس نور چراغى بماوراءالنهر مىآيند ، چون در قرشى بشرف ملازمت آن حضرت مشرف شد « 12 » روزى در آن مبادى فرمودند كه در هرات از مشايخ وقت كه را ديدهء ؟ گفتم مولانا « 13 » عبد الرحمن جامى و مولانا محمد روجى را ، فرمودند كه هركه در خراسان مولانا عبد الرحمن جامى را ديده باشد وى را به اين روى آب آمدن چه حاجت است بعد از آن فرمودند « 14 » شنيدهايم كه
هامش
( 1 ) - بر : بيست و دويم را
( 2 ) - مى : جمادى الاول
( 3 ) - بر : شاش بخراسان
( 4 ) - مج ، چپ : افتاده است
( 5 ) - مى : بسيار از طالبان را
( 6 ) - مى ، مج : به ملازمت و خدمت حضرت
( 7 ) - مى : ( ايشان ) افتاده
( 8 ) - چپ : تحريض
( 9 ) - بر : در كرت اول كه
( 10 ) - مى ، مج : دريايى از
( 11 ) - مى : مى ( زند ) افتاده
( 12 ) - مى : شدم
( 13 ) - بر : مولانا نور الدين عبد الرحمن
( 14 ) - مى : فرمودند كه .