تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
كجا نزول كردهء ، گفتم ، فلان جا ، گفتند برو و احمال « 1 » و اثقال كه دارى بياور و در منزل ما « 2 » نزول كن كه براى تو جاى نيك مقرر كرده‌ايم ، من از روى تواضع گفتم بنده شما را ملازمت « 3 » نكرده‌ام ، فرمودند كه مرا سعد الدين كاشغرى مىگويند زود - باش « 4 » و خود را به منزل ما رسان ، اين گفتند و روان شدند ، من بيدار شدم چون روز شد از مردم مشهد « 5 » پرسيدم كه در اين شهر به اين نام هيچ عزيزى مىباشد ؟ گفتند شيخ سعد الدين مشهدى مردى زاهد است كه شيخ و مقتداى جمعيست ، اما كاشغرى نيست ، رفتم و او را ديدم « 6 » نه آن بود كه در خواب ديده بودم چون از پيش « 7 » او بيرون آمدم ناگاه قافله هرى « 8 » دررسيد و در آن ميان آشنايان بودند ، بعد از ملاقات ايشان و استفسار از احوال « 9 » مشايخ هرى چنان معلوم شد كه حضرت مولانا سعد الدين « 10 » قدس سره « 11 » در هرى مقتداى خلق بوده‌اند اما در همان ايام از دنيا رحلت فرموده‌اند ، بعد از چند گاه كه به هرى آمد بر سر مزار حضرت مولانا سعد الدين « 12 » قدس سره « 11 » و به ملازمت حضرت مخدوم رسيدم و در خلوتى اين واقعه را بر ايشان عرض كردم فرمودند ترا چه تعبير بخاطر رسيده گفتم « 13 » بخاطر من چنان آمده كه من در هرى وفات يابم و مرا بر تخت مزار ايشان كه منزل ايشان است دفن كنند ، فرمودند چرا تعبير بر اين وجه نمىكنى كه ايشان ترا به منزل معنوى خود كه عبارت از نسبتى « 14 » است كه ايشان در آن مىبوده‌اند - دلالت كرده ، حمل آن واقعه بر اين نوع كردن بهتر است . چون حضرت مخدوم اين تعبير فرمودند من به نياز تمام گفتم كه حالا « 15 » ايشان نقل كرده‌اند و بجاى ايشان شماييد
هامش
( 1 ) - مى : برو و احمال و اشغال كه خود را بيار و نزديك ما نزديك ما نزول كن ، مج ، چپ : برو احمال و اثقالى كه دارى بيار و در ( 2 ) - چپ : در منزل من ( 3 ) - مى : ملازمت و اثقال ( كذا ) نكرده‌ام فرموده‌اند كه ( 4 ) - مج : زود باشد و خود را به ( 5 ) - مج : از مردم شهر پرسيدم ( 6 ) - مج : و او را بديديم آن بود كه ( 7 ) - مج : از پيش وى ( 8 ) - مى : قافله از جانب هرى ( 9 ) - مج : ، چپ : استفسار از مشايخ ( 10 ) - مى : سعد الدين كاشغرى ، مج ، چپ : سعد الدين كاشغرى ( 11 ) - مى : قدس اللّه سره ( 12 ) - مج : سعد الدين كاشغرى ( 13 ) - چپ : گفتم مرا بخاطر چنان آمده كه ( 14 ) - بر : از نسبت است ( 15 ) - بر : گفتم حالا ، مج : گفتم كه حال .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 253 | على بن حسين واعظ كاشفى