مجالس « 1 » حكايات مىفرمود و مىگفت كه اكثر اوقات ميان « 2 » حضرت ايشان و حضرت مخدوم صحبت « 3 » بسكوت مىگذشت و گاهى حضرت ايشان سخن « 4 » مىگفتند ، روزى حضرت مخدومى به حضرت ايشان گفتند كه ما را در بعضى از مواضع فتوحات مشكلات است كه حل « 5 » آن به مطالعه و تأمل ميسر نيست ، حضرت ايشان مرا امر كردند تا فتوحات بمجلس آوردم و حضرت مخدوم آن محل را كه مشكلتر بود پيدا كرده بعرض رسانيدند و عبارت حضرت شيخ را خواندند ، حضرت ايشان فرمودند كه لحظهء كتاب را مانند تا مقدمه « 6 » گويم ، پس در ايستادند و تمهيد مقدمات كرده بسى سخنان عجيب و غريب گفتند بعد از آن فرمودند كه اكنون بكتاب رجوع كنيم . چون كتاب را گشادند « 7 » و ملاحظه كرده شد مقصود در غايت وضوح و ظهور بود و مدت اقامت حضرت مخدوم « 8 » در ملاقات حضرت ايشان در تاشكند پانزده شبانه « 9 » روز بوده است ، بعد از آن اجازت خواسته « 10 » از تاشكند متوجه سمرقند شدهاند و از راه قرشى بخراسان آمده « 11 » و تاريخ اين سفر چنانچه از « 12 » خط مبارك ايشان نقل افتاده برين وجه است كه بيرون « 13 » آمدن به سفر سمرقند در كرت سيم « 14 » روز دوشنبه بود « 15 » غره ربيع الاول سنه اربع و ثمانين و ثمانمائه و دوشنبه ديگر را به « 16 » اردو نزديك به تخت خاتون رسيده شد و پنجشنبه را از آنجا كوچ كرده آمد و سهشنبه را به اندخود سيده شد و آدينه را از آب آمويه عبور افتاد و پنجشنبه را به قريه شادمان رسيده شد و آنجا با حضرت خواجه ملاقات افتاد و در
هامش
( 1 ) - بر : آن مجلس حكايت
( 2 ) - بر : ميان حضرت مخدوم و حضرت ايشان
( 3 ) - بر :
صحبت سكوت گذشت
( 4 ) - بر : ايشان سخنى
( 5 ) - مج : ( حل ) ندارد
( 6 ) - بر :
مقدمه گوئيم
( 7 ) - بر : گشايد
( 8 ) - بر : ( مخدوم ) افتاده
( 9 ) - مج : شبانروز
( 10 ) - مى : خواسته ايشان از
( 11 ) - مى : آمدهاند
( 12 ) - مى : چنانچه خط
( 13 ) - بر :
بيرون آمدن از سمرقند
( 14 ) - مى : سيوم ، چپ : سوم
( 15 ) - مى : دوشنبه غره
( 16 ) - بر : به اردو رسيده نزديك به تخت خاتون رسيده شد ، چپ : ديگر را بار دوم نزديك به .