هواى آنكه خود را بر آن آستان بيند بسيار است ، اميد از الطاف بىنهايت حق سبحانه آنكه ، بمحض عنايت ، اين فقير بىبال و پر و بىهمت بىقدم را بمحض عنايت قدمى روزى گرداند ، تا هرچه گونه كه باشد از مضيق حبس خودى نجات يافته متوجه آستانبوسى « 1 » توانم شد و السلام .
حضرت مخدوم سه نوبت بسمرقند رسيدهاند ، نوبت اول در زمان ميرزا الغبيك رفته بودهاند و بدرس قاضى روم آمد شد مىكرده ، چنانچه شمهء از آن گذشت و نوبت « 2 » دويم ، خاص از براى دريافت صحبت حضرت ايشان رفتهاند « 3 » و تاريخ آن رفتن چنانچه از خط مبارك ايشان نقل افتاده است ، در شب شنبه هشتم محرم سنه سبعين و ثمانمائه بوده است و نوبت سيم « 4 » هم به جهت ادراك صحبت حضرت ايشان از هرات بسمرقند رفتهاند و چنان اتفاق افتاده بوده است « 5 » كه در وقتىكه « 6 » رسيدهاند حضرت ايشان بحسب ضرورت از براى مصالحه ميرزا « 7 » عمر شيخ و سلطان احمد ميرزا كه فرزندان سلطان ابو سعيد بودند عزيمت تركستان كرده بودهاند « 8 » ، چون سه روز از ملاقات و صحبت گذشته است حضرت ايشان بجانب تركستان متوجه شدهاند و حضرت مخدوم را با ساير اصحاب و اعزه بجانب فاراب فرستادهاند و بعد از مصالحه سلاطين ، بولايت شاش آمدهاند « 9 » و ايشان را از فاراب طلبيده و در تاشكند چند شبانهروز « 10 » صحبتهاى شگرف قائم بوده است و مجلسهاى عالى منعقد مىشده خدمت مولانا ابو سعيد اوبهى عليهالرحمه كه از اصحاب حضرت ايشان و ذكر وى در فصل سيم « 11 » از مقصد سيم « 12 » اين كتاب خواهد آمد « 13 » در آن صحبتها حاضر بود « 14 » و از كيفيات و خصوصيات آن
هامش
( 1 ) - مج : آستانهبوسى
( 2 ) - مى : و نوبت دو ، خاص
( 3 ) - مى : رفته و از تاريخ
( 4 ) - چپ : نوبت سوم
( 5 ) - مى : افتاده است
( 6 ) - مج ، چپ : كه در وقتى رسيدهاند كه حضرت ايشان
( 7 ) - مى ، چپ ، مج : مصالحه عمر شيخ ميرزا
( 8 ) - مى : كرده بودند
( 9 ) - بر : آمده بودهاند
( 10 ) - مج : چند شبانروز
( 11 ) - مى ، چپ : فصل سوم
( 12 ) - چپ : مقصد سوم
( 13 ) - بر : آمد و در
( 14 ) - مى : بوده از ، مج ؛ چپ : حاضر مىبودهاند .