است و كمال ارادت و اخلاص ايشان نسبت به آن حضرت از مصنفات نظم و نثر ايشان بر خاص و عام اهل عالم ظاهر و پيدا و روشن و هويداست و آن منظومات و مثنويات از آن مشهورتر است كه بايراد آن احتياج باشد و خلوص « 1 » عقيدت و محبت آن حضرت نيز نسبت به ايشان از رقاع و مكاتيبى « 2 » كه آن حضرت به ايشان نوشتهاند ظاهر و باهر است و از جمله آن رقاع و مكاتيبى « 2 » كه آن حضرت به ايشان نوشتهاند ظاهر و باهر است و از جمله آن رقاع و مكاتيب ، « 3 » اين دو رقعه است كه بر سبيل استشهاد « 4 » و تيمن و استرشاد از خط مبارك حضرت « 5 » ايشان نقل كرده درين مجموعه « 6 » ايراد مىيابد .
رقعه اولى : « 7 » بعد از رفع نياز عرضه داشت اين بيچاره گرفتار آنكه گاهى مىخواهم كه گستاخى كرده از خرابى احوال خود نسبت به ملازمان آن آستانه اندكى اعلام كنم ، ليكن مىترسم كه از خرابى « 8 » كه حال اين فقير راست ، موجب ملالت آن بازيافتگان نشود ، ذكر « 9 » الوحشة وحشة بههرحال « 10 » كه هست آرزوى آن مىباشد كه نظر به خرابى اين درمانده بكنند « 11 » طريقه ترحم كه از اخلاق كرامست ، نسبت « 12 » به اين ضعيف مرعى دارند سبب گرفتارى خود جز آن نمىدانم كه : « 13 »
هركه راديو از كريمان و ابرد * بىكسش سازد سرش را او خورد
و السلام و الاكرام .
رقعه ثانيه : « 14 » عرضه داشت آنكه اشتياق و آرزومندى عتبهبوسى بسيار است ، هرچند با خود مىگويم ، مصراع « 15 » اين كار دولتست كنون تا كرا رسد ، ليكن
هامش
( 1 ) - مى : و خلاص عقيدت
( 2 ) - بر : رقاع و حكايتى
( 3 ) - مى : رقاه و مكاتب
( 4 ) - مى : استشهاد و تيمن او استرشاد ، چپ : استشهاد و تيمن استرشاد
( 5 ) - مى : مبارك ايشان
( 6 ) - بر : در اين مجموع
( 7 ) - مى : رقعه اول
( 8 ) - مج : از خرابى حال اين فقير است ، چپ : از خرابى كه حال اين فقير است
( 9 ) - مج : ذكر الوحوشته وحشته
( 10 ) - چپ : به هرجا كه
( 11 ) - چپ : نكنند - مج : درمانده بكند
( 12 ) - مج ، به نسبت به اين
( 13 ) - مج : كه شعر ، چپ : كه بيت
( 14 ) - چپ : رقعه ثانى
( 15 ) - مى ، مج : مىگويم :
ع - چپ : مىگويم : مصرعه .