كه هرگاه پيش من مىآيند در صورت سگان چهارچشم « 1 » مىنمايند ، بسيار بودى كه در صحبت ايشان چيزى بر خاطر « 2 » كسى گذشتى خواجه آن را اظهار كردندى بر وجهى كه غير آنكس ندانستى .
ديگر « 3 » مولانا جلال الدين ابو يزيد « 4 » پورانى بود رحمه اللّه تعالى ، بده پوران « 5 » براى خدمت ايشان مىرفتهاند ، در نفحات نوشتهاند كه يكبار پهلوى « 6 » وى نماز مىگزاردم ، چنان « 7 » وى را مغلوب و مستهلك يافتم كه گوئى به خود هيچ شعورى نداشت ، در قيام كه مىايستاد گاهى دست « 8 » راست بالاى چپ مىنهاد و گاهى دست چپ « 9 » بالاى راست .
ديگر « 10 » مولانا شمس الدين محمد اسد بود ، رحمه اللّه « 11 » تعالى كه ايشان با وى صحبت بسيار « 12 » داشتهاند هم در نفحات الانس « 13 » نوشتهاند كه يكبار در راهى با وى مىرفتم ، بتقريب « 14 » سخن وى بهآنجا رسيد كه گفت مرا درين چند روز امرى واقع شد كه هرگز مرا « 15 » به خود گمان آن نمىبود و توقع آن نمىداشتم « 16 » و بر سبيل اجمال اشارتى به آن كرد « 17 » ، بر وجهى كه من از آن تحقق وى به مقام جمع فهم كردم .
رشحه : آثار تجلى خدا بر كسى
رشحه : « 18 » بعضى عارفان گفتهاند كه چون خداى تعالى بذات خود بر كسى تجلى كند اين كس جميع ذوات موجودات و صفات « 19 » و افعال ايشان را در اشعه ذات و صفات « 20 » و افعال وى سبحانه ، متلاشى يابد و نسبت نفس خود را بموجودات چنان يابد كه گوئيا
هامش
( 1 ) - مى ، مج : چارچشم
( 2 ) - چپ : بخاطر كسى
( 3 ) - چپ : ششم مولانا
( 4 ) - بر :
ابو يزيد بورانى بده بوران ، چپ : ابو يزيد پورانى بود رحمه اللّه بده پوران
( 5 ) - مى ، چپ :
پوران - بر : بوران ، مج ، يوران
( 6 ) - مى : در پهلوى
( 7 ) - مى : چنان كه وى را ، چپ :
وى را چنان مغلوب
( 8 ) - چپ : دست راست را بر بالاى دست چپ مىنهاد
( 9 ) - بر : و گاهى چپ بالاى راست
( 10 ) - چپ : هفتم مولانا
( 11 ) - چپ : رحمه اللّه
( 12 ) - بر :
بسيار مىداشتهاند
( 13 ) - مى ، چپ : در نفحات نوشتهاند
( 14 ) - بر : به تقريبى سخن بهآنجا رسيد كه
( 15 ) - مج : هرگز به خود
( 16 ) - چپ : آن نداشتم
( 17 ) - مى : به آن كرده بر
( 18 ) - مج ، چپ : ( رشحه ) ندارد
( 19 ) - چپ : امور موجودات و افعال و صفات
( 20 ) - مج : ذات و افعال وى .