مولانا شمس الدين محمد اسد و مولانا جلال الدين ابو يزيد پورانى « 1 » و غير ايشان از عزيزانى « 2 » كه در آنوقت بودند بمجلس ايشان حاضر مىشدند و معارف و لطائف ايشان را استحسان مىكردند ، خدمت مولانا شرف الدين على يزدى رحمه اللّه تعالى ما را ترغيب مىكردند بمجلس وعظ ايشان ، از بعضى « 3 » عزيزان استماع افتاده كه از روزى كه حضرت « 4 » مخدوم بمجلس حضرت « 5 » كوسوئى قدس سره درمىآمدند ، خواجه مىفرمودند - « 6 » كه امروز شمعى در مجلس ما برافروختند و حقايق و معارف بيشتر از پيشتر بر زبان ايشان مىرفت ، حضرت « 7 » مخدوم مىفرمودهاند « 8 » كه خواجه كوسوئى عليهالرحمه مصنفات حضرت « 9 » شيخ محى الدين « 10 » را قدس سره « 11 » معتقد بودند و مسئله توحيد را موافق وى تقرير مىكردند « 12 » و آن را بر سر منبر در حضور علماى ظاهر چنان بيان مىفرمودند - كه هيچكس را بر آن مجال انكار نبود و در اسرار « 13 » حقايق قرآن و حديث نبوى و كلمات مشايخ بهغايت تيزفهم بودند و به اندك توجهى معانى بسيار بر ايشان فايض مىشد كه بعد از تأمل بسيار بخاطر ديگران كم رسيدى ، در اثناى وعظ و مجلس سماع ، ايشان را وجدى عظيم مىرسيد و صيحههاى « 14 » بسيار مىزدند و اثر آن به همه مجلسيان سرايت مىكرد ، و خدمت خواجه در بعضى اوقات مردمان را در صور صفات غالبه « 15 » بر نفوس ايشان مىديدند روزى مىگفتند كه اصحاب ما گاهگاهى « 16 » از صورت انسانى بيرون مىروند اما زود به آن بازميگردند و يك دو كس را نام مىبردند و مىگفتند
هامش
( 1 ) - بر : لورانى
( 2 ) - مى ، چپ : از عزيزان كه
( 3 ) - مج : از بعض
( 4 ) - مج :
( حضرت مخدوم بمجلس ) افتاده
( 5 ) - مى : حضرت خواجه محمد كوسوئى قدس اللّه تعالى سره درمىآمدند
( 4 ) - چپ : حضرت مخدومى
( 6 ) - مى ، چپ : خواجه مىفرمودهاند كه
( 7 ) - مج ، چپ : حضرت مخدومى
( 8 ) - مج : فرمودند
( 9 ) - مج : ( حضرت ) ندارد
( 10 ) - بر : محى الدين العربى
( 11 ) - قدس اللّه تعالى سره
( 12 ) - مى : مىكردهاند
( 13 ) - مى ؛ چپ : اسرار و حقايق
( 14 ) - مى : ( صيحهها ) ندارد ، چپ : صيحههاى بىحد مىزدند
( 15 ) - چپ : صفات عاليه
( 16 ) - مج : ما گاهگاه از .