مجلس شريف ايشان ذكر حضرت شيخ محى الدين بن العربى قدس اللّه « 1 » تعالى سره و مصنفات ايشان مىرفت و از والد بزرگوار خود نقل كردند كه ايشان مىفرمودند ، فصوص جانست و فتوحات دل و اين نيز فرمودند « 2 » كه هركه فصوص را نيك مىداند وى را داعيهء متابعت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلم قوى مىگردد .
ديگر « 3 » حضرت شيخ بهاء الدين عمر بود ، قدس اللّه تعالى « 4 » روحه مىفرمودهاند كه حضرت شيخ را استغراقى « 5 » و استهلاكى بود عظيم ، و بسيار بود در هوا تيزتيز مىنگريستند ، همانا كه ملائكه مخلوق از انفاس خلايق را كه مقر ايشان هوا است ملاحظه مىكردند ، و مىفرمودهاند « 6 » كه روزى به ملازمت حضرت « 7 » شيخ به ده جغاره « 8 » رفته بوديم « 9 » و جمعى نيز از شهر رسيدند و دأب ايشان آن بود كه هركه از شهر مىآمد از وى مىپرسيدند كه خبر چيست ، به همان قاعده از هريك جداجدا پرسيدند كه از شهر چه خبر دارى هركس خبر گفت ، آخر از من پرسيدند كه تو از شهر چه خبر دارى ، گفتم هيچ خبرى ندارم ، فرمودند كه در راه چه ديدى ، گفتم هيچ نديدم ، فرمودند كه هركس پيش فقيرى مىرود بايد كه چنين « 10 » رود كه نه از شهر خبرى داشته باشد و نه در راه چيزى ديده ، پس اين بيت خواندند كه : « 11 »
دل آرامى كه دارى دل درو بند * دگر چشم از همه عالم فروبند
ديگر « 12 » خواجه شمس الدين محمد كوسوئى « 13 » بود قدس اللّه تعالى روحه ميفرمودهاند « 14 » كه حضرت خواجه وعظ مىگفتند و حضرت مولاناى ما مولانا « 15 » سعد الدين و
هامش
( 1 ) - مى ، چپ : قدس سره
( 2 ) - مى : فرمودهاند
( 3 ) - چپ : چهارم حضرت
( 4 ) - مى ، چپ : قدس اللّه روحه
( 5 ) - مج : استغراق و استهلاكى بود عظيم ، مى : استغراقى و استهلاكى عظيم بود ، چپ : حضرت را استغراق و استهلاك عظيم بود
( 6 ) - مى ، مج : و مىفرمودند
( 7 ) - مى : به ملازمت شيخ
( 8 ) - در حاشيه مج ، با خط اصلى و نيز در حاشيه چپ : نوشته شده : جغاره بفتح جيم و عين معجمه و راء مهمله ميان الف و ها ، دهى است بر جنوبى شهر هراة كه مسكن شيخ قدس سره بوده و از آنجا تا شهر نيم شرعى راه است
( 9 ) - مى ، چپ : رفته بودم
( 10 ) - مج ، چپ : كه همچنين رود
( 11 ) - مج ، چپ : كه بيت
( 12 ) - چپ : پنجم خواجه
( 13 ) - بر : كوسولى
( 14 ) - مى ، چپ : مىفرمودند كه
( 15 ) - مج ، چپ : مولاناى ما سعد الدين .