و امروز از آن شصت سال است هنوز صفاى طلعت منور ايشان در چشم منست و لذت ديدار مبارك ايشان در دل من ، و همانا « 1 » كه رابطهء اخلاص « 2 » اعتقاد و ارادت و محبتى كه اين فقير را نسبت به خاندان خواجگان قدس اللّه « 3 » تعالى ارواحهم واقعست به بركت نظر ايشان بوده باشد و اميد مىدارم « 4 » بيمن همين رابطه در زمرهء محبان و مخلصان ايشان محشور شوم ، بمنه وجوده .
ديگر « 5 » مولانا فخر الدين لورستانى « 6 » بود ، رحمة اللّه تعالى كه از كبار مشايخ زمان بودهاند هم در نفحات « 7 » نوشتهاند كه بخاطر مىآيد كه خدمت مولانا فخر الدين لورستانى رحمة اللّه تعالى در خرجرد جام سرائى كه تعلق به والد اين فقير مىداشت نزول فرموده « 8 » بود و من چنان خرد بودم كه مرا به پيش زانوى خود نشانده بود و به انگشت مبارك خود نامهاى مشهور چون على « 9 » و عمر بر روى هوا مىنوشت « 10 » و من آن را مىخواندم ، تبسم مىنمودند و تعجب مىفرمودند ، آن شفقت و لطف وى « 11 » در دل من تخم محبت و ارادت اين طايفه شد و از آنوقت باز ، هر روز نشو و نماى ديگر مىيابد ، اميد مىدارم كه بر محبت ايشان زيم و در محبت ايشان ميرم « 12 » و در زمرهء محبان ايشان برانگيخته شوم . اللهم أحيني مسكينا و اميتنى « 13 » مسكينا و احشرنى فى زمرة المساكين .
ديگر « 14 » خواجه برهان الدين ابو نصر پارسا قدس سره « 15 » و ايشان را اتفاق صحبت به خدمت خواجه ابو نصر « 16 » بسيار افتاده بوده است ، در نفحات نوشتهاند كه روزى « 17 » در
هامش
( 1 ) - مج : و هماناك رابطه
( 2 ) - مى : اخلاص و محبت و اعتقاد و ارادت و
( 3 ) - مج :
قدس اللّه تعالى روحه ، چپ : قدس اللّه ارواحهم
( 4 ) - مى : چپ : مىدارم كه به يمن
( 5 ) - چپ :
دوم مولانا
( 6 ) - نسخه بدل چپ : اردستانى
( 7 ) - مى ، چپ : در نفحات الانس
( 8 ) - مى ، چپ : فرموده بودند : مج : فرموده ، من
( 9 ) - مى ، مج ، چپ : چون عمر و على
( 10 ) - مى : مىنوشتند
( 11 ) - مى : لطف ايشان
( 12 ) - مج : ايشان مرم
( 13 ) - مى و اينى : مج : و امتنى : چپ : و اتنى
( 14 ) - چپ : سوم خواجه
( 15 ) - مى : مج : قدس اللّه سره
( 16 ) - بر : ابو نصر پارسا بسيار
( 17 ) - مى : روزى مجلس .