و خدمت مولانا عبد الغفور مىفرمودند كه ايشان را خاطر بمشاهده وحدت در كثرت كه مشاهده تفصيلى است كاملتر بود از طريق اجمال مىفرمودند هرگاه خود را « 1 » در مرتبه اجمال مىگيريم مغلوب مىشويم و ليكن حضرت مولاناى ما از اجمال بتفصيل كم مىپرداختند . جانب استغراق ايشان در آن امر غالب بود مىفرمودند كه سر وحدت و معنى توحيد چنان غالب شده است كه دفع آن را از خود ممكن نمىدانيم در اين ما را هيچ ، اختيارى نيست ، هيچچيز پيش راه از اين در خاطر نيايد اين معنى پيش گرفته « 2 » است .
« ذكر ملاقات حضرت مخدوم « 3 » با مشايخ كبار از صغر سن تا نهايت كار »
مخفى نماند كه غير حضرت مولانا سعد الدين قدس « 4 » سره از جمله اكابرى كه ايشان ديده بودهاند « 5 » و ملاقات كرده اول همه حضرت خواجه محمد پارسا است قدس الله تعالى سره ، در كتاب نفحات الانس نوشتهاند كه چون حضرت خواجه به عزم سفر حجاز از ولايت جام مىگذشتند و بقياس چنان مىنمايد كه در اواخر جمادى الاول « 6 » يا اوايل جمادى الآخر سنه « 7 » اثنتين و عشرين و ثمانمائه بوده باشد ، پدر اين فقير با جمعى « 8 » كثير از نيازمندان و مخلصان به قصد زيارت ايشان بيرون آمده بودند و هنوز عمر من « 9 » پنج سال تمام نشده بود ، يكى از متعلقان را گفت كه « 10 » مرا بر دوش گرفته پيش محفه محفوف بانوار ايشان داشت ، ايشان التفات نمودند « 11 » و يك سير نبات كرمانى عنايت فرمودند
هامش
( 1 ) - بر : خود را مرتبه
( 2 ) - بر ، يعنى پيشى گرفته است
( 3 ) - مج ، چپ : حضرت مخدومى
( 4 ) - مى : قدس اللّه سره
( 5 ) - بر : ديده بودند
( 6 ) - مى ، چپ : جمادى الاولى
( 7 ) - بر : جمادى الاخرى
( 8 ) - بر : بجمعى
( 9 ) - مى : ( من ) ندارد
( 10 ) - مج :
( كه ) ندارد
( 11 ) - بر : التفات نموده يك سير نبات ، چپ : التفات نمودند و يك سير نبات .