قدس سره « 1 » چنين مىگفته است كه در اين مدت پانصد سال يك مرد صاحب كمال در ميان دانشمندان از خاك خراسان سر برمىزد ، خدمت مولانا سعد الدين كاشغرى راه وى زدند .
مولانا عبد الرحيم كاشغرى كه از دانشمندان مقرر هرات بوده چنين مىگفته است كه تا خدمت مولانا عبد الرحمن جامى ترك مطالعه نكردهاند و روى بطريق صوفيه نياوردند ما را يقين نشد كه بهتر از مطالعه و تحصيل علوم رسمى كارى ديگر مىباشد و فوق مرتبه دانشمندى امرى ديگر مىبوده است ، ايشان در ابتداء شغل به اين طريق بامر حضرت مولانا سعد الدين قدس سره « 1 » رياضات « 2 » و مجاهدات شاقه اختيار كرده بودهاند و از خلق بهغايت مجتنب و محترز و متوحش مىبودهاند و به تنهائى بسر مىبرده « 3 » بعد از آنكه ميان « 4 » خلق درآمدهاند طريق محاوره و اسلوب مكالمه از خاطر ايشان رفته بوده است و الفاظ مأنوسه وحشى گشته و بتدريج آن الفاظ بخاطر ايشان مىآمده است و در آخر آن اوقات ، ايشان را جذبه عظيم روى نموده است و كيفيتى قوى دست داده كه بىشعور متوجه جانب كعبه شدهاند « 5 » و تا كوسو رسيدهاند ، آنجا ايشان را افاقتى شده و بشعور آمدهاند و دغدغه صحبت حضرت مولانا سعد الدين قدس سره « 1 » و شوق ديدار مبارك آن حضرت بر ايشان غالب شده ، بىاختيار عنان عزيمت برتافتهاند و به ملازمت حضرت مولانا شتافته ، ايشان در اثناى « 6 » ملازمت حضرت مولانا روزى چند در فصل بهار بجانب قصبه او به سيرى كرده بودهاند ، آن حضرت رقعه نوشتهاند و براى ايشان فرستاده و سواد آن رقعه اينست كه از خط مبارك آن حضرت نقل افتاد .
بسم اللّه الرحمن الرحيم سلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته ، حق تعالى با خود دارد و به غير خود نگذارد ، توقع از آن برادر و نور بصر برادر مولانا عبد الرحمن جامى آنكه ، اين فقير حقير « 7 » عمر ضايع كرده را از گوشهء خاطر شريف دور ندارند و اشتياق غالب
هامش
( 1 ) - مى : قدس اللّه سره
( 2 ) - مج : رياضت و مجاهدات
( 3 ) - بر : مىبردهاند
( 4 ) - مى ، مج : به ميان
( 5 ) - بر : شدند
( 6 ) - بر : در ابتداى
( 7 ) - بر : فقير عمر ضايع كرده .