از آن متعلق ، انحراف « 1 » خاطرى دست داده از هرات بسمرقند رفتهاند و آنجا بكسب فضائل و كمالات روزى چند مشغول بوده تا آنكه شبى خاطر ايشان از مفارقت صورى و مزاحمت داغ دورى و مهجورى مجروح و متألم بوده است ، حضرت مولانا سعد الدين را قدس سره « 2 » در واقعه ديدهاند و از ايشان شنيده كه فرمودهاند ، رو دادر يارى گير كه ناگزير تو باشد « 3 » ايشان را ازين واقعه تأثر « 4 » بليغ شده و دغدغه عظيم در خاطر افتاده است ، زود بجانب خراسان شتافتهاند و شرف صحبت و قبول حضرت مولانا را دريافته و به اندك فرصت در صحبت شريف آن حضرت ايشان را شوقى عظيم و ربودگى قوى دست داده است ، چنانچه يكى از بزرگان كه در اين طريق رفيق ايشان بوده است متحير و متعجب « 5 » مىشده است ، مىفرموده كه طريق خواجگان قدس اللّه « 6 » ارواحهم ايشان را زود ربوده .
حضرت مولانا سعد الدين قدس سره « 2 » بر در مسجد جامع هرات هر روز « 7 » پيش از نماز و بعد از نماز باصحاب مىنشستهاند و صحبت مىداشته ، و حضرت مخدومى را ممر و « 8 » گذرگاه بر آنجا بوده است ، هر نوبت كه مىگذشتهاند حضرت مولانا سعد الدين مىفرمودهاند - كه اين جوان را عجب قابليتى است « 9 » ، شيفته وى شدهايم نمىدانيم كه وى را بچه حيله صيد كنيم ، روز اول كه ايشان بصحبت حضرت مولانا رسيدهاند و گرفتار ايشان شده « 10 » فرمودهاند كه امروز شاهبازى به دام ما افتاد و هم در آن اثنا فرمودهاند كه حضرت حق سبحانه بصحبت اين جوان جامى بر ما منت نهاد .
مولانا شهاب الدين محمد جاجرمى بعد از گرفتارى ايشان بصحبت حضرت مولانا سعد الدين
هامش
( 1 ) - چپ : انحرافى در خاطر
( 2 ) - مى : قدس اللّه سره
( 3 ) - مى ، چپ : تو بود
( 4 ) - بر : تأثير عظيم شده
( 5 ) - بر : و متعجب شده
( 6 ) - مج ، چپ : جمله دعا ندارند
( 7 ) - مج : هر روزى
( 8 ) - مى : را كه ممر گذر ، مج ، چپ ، را ممر و گذر بر
( 9 ) - بر : است كه شيفته
( 10 ) - مى ، چپ : ايشان فرمودهاند .