قدس اللّه تعالى ارواحهم ممد تعقل و مقوى قوه « 1 » مدركه است و كيفيت مطالعه و قوت مباحثه ايشان و غلبه و استيلا بر همسبقان بلكه بر استادان امر مشهور و مقرر بوده است ، ايام تعطيل ايشان به فراغت بال و آسودگى حال مىگذشته و طبع دراك ايشان به انديشههاى ديگر مىپرداخته وقتى كه بدرس مىرفتهاند بسيار بوده « 2 » كه جزوى از « 3 » يكى همسبقان مىگرفتهاند و لحظهء مطالعه مىفرموده ، چون بدرس حاضر مىشدهاند ، بر همه غالب مىبودهاند .
مولانا معين تونى گفته « 4 » است كه ايشان چون بدرس مولانا خواجه على در - مىآمدند هر شبهه « 5 » كه از نتايج طبع « 6 » مستعدان در ميان مىافتاد « 7 » بر بديهه ايشان آن را دفع مىكردند و هر روز ، دو سه شبهه وارد و اعتراض خاص در آن مجلس « 8 » از آثار مطالعه خود مىگذاشتند و مىرفتند ، ايشان بنا بر بعضى از رسوم علوم كه باز بسته به سماع بوده است ، بمجلس درس اهالى روزگار حاضر مىشدهاند و اگرنه در نفس الامر ، ايشان را احتياج به تلمذ كسى نبوده بلكه « 9 » بر مدرس آن حوزه غالب مىبودهاند .
روزى سخنى « 10 » از استادان و معلمان ايشان در ميان افتاده بوده است ، ايشان فرمودهاند كه ما پيش هيچكدام از استادان چنان سبقى نگذرانيدهايم كه ايشان را بر ما غلبه و استيلائى بوده باشد ، بلكه « 9 » هميشه بر هر يكى در بحث غالب بوديم « 11 » احيانا بما سربهسرى مىكردند و هيچيك را در ذمهء ما حق « 12 » استادى ثابت نيست و ما به حقيقت شاگرد پدر خوديم كه زبان از وى آموختيم ، چنين معلوم شده است كه ايشان صرف و نحو پيش والد خود گذرانيده بودهاند و بعد از آن در علوم عقلى و معارف يقينى ايشان
هامش
( 1 ) - بر : مقوى مدركه است
( 2 ) - مج ، چپ : بسيار مىبوده
( 3 ) - كه جزوى از همسبقان
( 4 ) - مج : چپ : مىگفته است . مى : گفتهاند
( 5 ) - مى : هر شبهه و اعتراض كه
( 6 ) - بر : طبع دراك مستعدان
( 7 ) - بر : مىافتاده بر
( 8 ) - مى : در آن مجلس مذكور
( 10 ) - مج : روزى سخن از . چپ : روزى از استادان و معلمان ايشان سخن در ميان افتاده بوده است
( 9 ) - مج : بلك ( غالبا چنين است )
( 11 ) - چپ : بودهايم
( 12 ) - بر : ما چنان حق .