تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
وى پيدا « 1 » آيد براى دفع بيمارى دارو خورد تا صحت يابد ، چون صحت يافت باز پرخوردن گرفت باز دارو خورد و صحت يافت ، همچنين چند كرت اعادت كرد ، عاقبت آن دارو او را ضرر كلى رساند ، همچنين كسى كه گناه كرد و انابت نمود باز گناه كرد « 2 » باز انابت نمود باز گناه كرد ، اين انابت كه وى را از گناه به تمامى « 3 » بازنياورد و در وى اثر عظيم نكند مثل گناه « 4 » ديگر است ، از اين جهت است كه اهل اللّه پرهيز كلى بر خود گرفته‌اند و ترك همه كرده و به حق سبحانه مشغول گشته تا « 5 » ناگاه در مرض غفلت نميرند . رشحه : مىفرموده‌اند كه جنيد قدس « 6 » سره گفته است كه استاد من در مراقبه گربه بود ، وقتى گربهء ديدم بر سر سوراخى نشسته و چنان متوجه گشته كه موئى « 7 » بر اعضاى وى حركت نمىكرد ، بتعجب در وى نگريستم ناگاه به سرم ندا كردند كه اى دون همت من در مقصود تو كمتر از موشى نيستم ، تو در طلب من كمتر از گربه مباش ، از آن روز باز در مراقبه افتادم « 8 »
دانى كه مرا يار چه گفته است امروز * جز ما به كسى در منگر ديده بدوز
رشحه : مىفرموده‌اند كه دايم به ياد حق سبحانه باشيد تا غايتى كه از خود غايب شويد ، حق سبحانه از همه لطيف‌تر است هركه را لطافت بيشتر ، مشغولى او به حق سبحانه بيشتر ، جولاه و موزه‌دوز از آن‌كس كه خس حمام مىكشد لطيف‌ترند ، از ايشان خس‌كشى نمىآيد باز بزاز از ايشان لطيف‌تر « 9 » است تحمل آن ندارد كه جولاهگى و موزه‌دوزى كند ملايان از بزازان لطيف‌ترند ، بزازى نمىتوانند كرد ، باز جماعتى كه
هامش
( 1 ) - مى : درو پيدا آيد ، چپ : در وى پديد آيد ( 2 ) - مج : ( باز گناه كرد باز انابت نمود ) ندارد ( 3 ) - مى ، مج : وى را به تمامى از گناه بازنياورد ، چپ : وى را از گناه به تمامى باز نياورد ( 4 ) - مى : گناهى ديگر ( 5 ) - مج : گشته ناگاه ( 6 ) - مى : قدس اللّه سره ( 7 ) - مج : كه موى وى بر اعضاى وى ( 8 ) - مج : افتادم ، شعر ، چپ : افتادم ، بيت ( 9 ) - مج : ( لطيف‌تر است تحمل آن ندارد كه جولاهگى و موزه‌دوزى كند ، ملايان از بزازان ) ندارد .