خوردن گيرد و بذكر گفتن درآيد « 1 » و از خيالات و حديث النفس خلاص شود ، باز نسبت به حال بعضى ديگر ذكر گرفتن نيز حديث النفس « 2 » است .
رشحه : روزى اصحاب را مخاطب ساخته مىفرمودهاند كه اى ياران دانيد « 3 » كه حق سبحانه بدين عظمت و بزرگى با شما در غايت نزديكى است برين اعتقاد باشيد ، اگر اين معنى حالا شما را معلوم نشود ليكن دايم بايد كه باادب « 4 » باشيد در خلاء و ملاء ، چون در خانه تنها باشيد پاى دراز نكنيد و در خلاجا شرمنده و سرافكنده و چشمپوشيده نشينيد و در سر و علانيه و ظاهر و باطن با خدا راست باشيد ، چون به حفظ اين آداب قيام نمائيد اين معنى شما را بتدريج معلوم شود ، بايد كه هميشه « 5 » خود را بآداب ظاهرى و باطنى آراسته داريد ادب ظاهر آنست كه باوامر و نواهى شرع ايستادگى « 6 » نمايند و بر وضوء دايم و استغفار و كم گفتن و احتياط در جميع امور و تتبع آثار سلف صالح « 7 » باشيد و ادب « 8 » باطن بسيار دشوار است اهم آداب ، دل را از خطور اغيار نگاه داشتن است چه خير و چه شر هر دو برابر است در حجاب بودن از حق سبحانه « 9 » .
رشحه : مىفرمودهاند « 10 » كه حق سبحانه « 9 » پيغمبر خود را صلى اللّه عليه و سلم طريقه مراقبه تعليم كرده است آنجا كه فرموده : ما تكون فى شأن و ما تتلوا منه من قرآن و لا تعملون من عمل الّا كنّا عليكم شهودا او يفيضون فيه ، اصل مسئله اينست كه حق سبحانه « 9 » فرموده است و حضرت رسالت را « 11 » تعليم كرده خلاصه كار اينست كه بجناب حق سبحانه مشغول باشيد ، حق سبحانه به بنده از همه چيزها نزديكتر
هامش
( 1 ) - مج : ( درآيد و از خيالات و حديث النفس خلاص شود باز نسبت به حال بعضى ديگر ذكر گفتن نيز ) افتاده
( 2 ) - مى ، چپ : حديث نفس
( 3 ) - بر : بدانيد كه
( 4 ) - بر :
كه بادب باشيد
( 5 ) - مج : ( هميشه ) ندارد
( 6 ) - مى : قيام نماييد
( 7 ) - مج : سلف صلاح
( 8 ) - بر : و آداب باطن
( 9 ) - مى : حق سبحانه و تعالى
( 10 ) - مج :
مىفرمودند
( 11 ) - بر : ( را ) ندارد .