فيض وجود بوى خواهد رسيد و اگر غافل است آن نور از وى در خواهد گذشت « 1 »
دوست بهر لحظهاى در تو نظر مىكند * چون تو ازو غافلى از تو گذر مىكند
رشحه : مىفرمودهاند كه طاعت « 2 » موجب وصول به جنت « 3 » است و ادب « 4 » در طاعت سبب قرب حق سبحانه ، كاملان مشايخ قدس اللّه تعالى ارواحهم ، برآنند كه ابتدا مىبايد كه باطن خود را صافى گرداند ، به تصفيه و تزكيه مشغول گردد تا دوام مراقبه دست دهد ، و الا هرچه از اعمال صالحه بجاى آورد « 5 » آب در خاى « 6 » زياده مىكند ع : هرچه گيرد علتى علت شود ، كم از شاگرد جولاهى « 7 » نمىبايد بود كه مدتى بايد كه تا رشته پيوند كردن بياموزد ، كارهاى ديگر هنوز خود كجاست ، طالب مىبايد كه بجد و جهد تمام سعى كند تا در نفى خواطر « 8 » استاد شود و داند كه چگونه نفى مىبايد كردن و در ابتداء بايد كه به هيچچيز مشغول نشود مگر بنفى خواطر « 8 » آنها كه رسائل مطالعه مىكنند و سخنان از آنها مىچينند از آنها هيچ نفعى نيست ، اينها همه بيكارىها است راه حق سبحانه و كار او رفتنى و كردنى است نه گفتنى و شنيدنى ، اگر كسى پيش پادشاه در بغداد نشسته باشد و در حضور پادشاه دايم تواند بود و پادشاه مكتوبى بشام فرستاده باشد از آن مكتوب غايبان خطى مىگيرند بهغايت كسى جاهل بىعقل غافل بايد كه از حضور پادشاه به اختيار خود دور شود و از براى خواندن آن مكتوب از بغداد روى بشام نهد .
رشحه : مىفرمودهاند كه هركه يك جا ، همه جا ، و هركه همه جا ، هيچ جا « 9 »
رشحه : مىفرمودهاند كه پرهيز به از دارو ، هركه پر خورد انواع بيماريها در
هامش
( 1 ) - مج : گذشت ، شعر ، چپ : گذشت بيت
( 2 ) - چپ : كه طاعات
( 3 ) - مى : وصول محبت
( 4 ) - بر : و آداب د
( 5 ) - بر : بجاى مىآرد
( 6 ) - بر : مى : در حاشيه نوشتهاند :
( در هرات مغاكى كه آب باران و غير آن درو جمع شود و متعفن گردد خاى گويند ، منه )
( 7 ) - مى : جولاى ، چپ : جولائى
( 8 ) - بر : خاطر
( 9 ) - چپ : هيچ جا نه .