انديشد و چه تدبير كند كه « 1 » همه معتقد و طالب او شوند بهر وجهى كه هست ، و بهر صفتى كه ميسر مىشود « 2 » وصف « 3 » آن محبوب مىكند تا باشد كه طالب او شوند . « 4 »
رشحه : مىفرمودهاند « 5 » كه هرگاه موئى بر تن تو بواسطهء حالى متغير و متأثر شود از پى « 6 » آن مىبايد رفت .
رشحه : مىفرمودهاند « 5 » كه خواجه محمد پارسا قدس اللّه « 7 » تعالى سره فرمودهاند كه حجاب ميان بنده و حق سبحانه همين انتقاش صور كونيه است در دل ، و اين انتقاش بسبب صحبتهاى پراكنده و سيرها و ديدن الوان و اشكال گوناگون زياده مىشود و در دل خانه مىكند و به محبت و مشقت تمام نفى مىبايد كرد و ديگر از مطالعه كتب و گفتن و شنيدن « 8 » سخنان رسمى و كلمات شتى آن نقوش مىافزايد و از مشاهده صور جميله و استماع نغمات و سازهاى طربانگيز آن نقوش در حركت و تموج مىآيد و اين جمله موجبات بعد و غفلت است از حق سبحانه « 9 » و طالب را نفى آن كردن واجب است بايد كه از هرچه خيال را مىافزايد بواجبى اجتناب نمايد ، با دل صاف توجه بجناب حق سبحانه كند ، سنت الهى برين جارى شده كه بىمحنت و مشقّت و ترك لذات و شهوات حسى اين معنى دست نمىدهد ، راحتى كه مىجويند در آخرتست ، دو سه روزى در اين سراى فانى رنج كشيدى ، ديگر ابد الآبدين « 10 » آسودى ، اين عالم را هيچ نسبتى با آن عالم نيست ، گوئيا « 11 » در ميان بيابان بىنهايت ، خشخاش دانهاى افتاده است .
رشحه : فصل بهار بوده « 12 » و يكى از اصحاب ايشان بعضى رسالهها مىنوشته ،
هامش
( 1 ) - مج : كه آنهمه
( 2 ) - مى : ميسر شود
( 3 ) - مج ، چپ : و صفت آن
( 4 ) - بر :
او شوند بهر وجهى كه هست
( 5 ) - مى : مىفرمودند
( 6 ) - مى ، چپ : از پى آن موى مىبايد رفت
( 7 ) - مج : كه حضرت خواجه محمد پارسا قدس اللّه تعالى فرمودهاند چپ : كه خواجه محمد پارسا قدس سره فرمودهاند
( 8 ) - چپ : و شنودن
( 9 ) - مى : از حق سبحانه و تعالى -
( 10 ) - مج :
ابد الابدى
( 11 ) - چپ : گويا
( 12 ) - بر : بود و يكى .