سره در نفحات الانس بيش از اين نياوردهاند و اشارتى به استخاره حضرت شيخ قدس سره نكردهاند ، « 1 » ليكن از بعضى « 2 » مخاديم چنين استماع افتاده كه حضرت شيخ « 3 » نيز بنا بر وعدهء استخاره ، آن شب توجه كردهاند درختى بهغايت بلند و بزرگ ديدهاند كه شاخهاى بسيار بزرگ دارد ، حضرت شيخ داعيه كردهاند كه يك شاخ بزرگ « 4 » از آن درخت « 5 » بشكنند و جدا سازند هرچند سعى « 6 » كردهاند و زور آورده ميسر نشده است ، چون صباح به حضرت مولانا ملاقات كردهاند فرمودهاند كه طريق يكى است شما به همان طريق خود مشغول « 7 » باشيد خدمت مولانا شمس الدين « 8 » محمد روجى عليهالرحمه مىگفتند كه مولاناى ما « 9 » فرمودند كه چون از خدمت مولانا نظام الدين عليهالرحمه اجازت سفر حجاز طلبيدم گفتند قافله را در باديه ديدم و تو به ايشان نبودى خاموش گشتم و بعد از چند روز « 10 » باز ، اجازت خواستم گفتند برو ليكن از ما وصيتى قبول كن زينهار آن كار نكنى كه ما كرديم و پشيمان شديم و اين خجالت را به قيامت خواهيم برد . هرگاه كه اثر قهر الهى از تو ظاهر شود اعمال آن قوت قهريه نكنى چنان كه ما كرديم نسبت به خواجه عصام الدين و بعضى منكران و نااهلان و اين قصه در ذكر مولانا نظام الدين آنجا كه بيان قوتهاى باطنى ايشان رفته « 11 » مذكور شده ، حضرت مولانا سعد الدين فرمودند كه من از ايشان اين « 12 » وصيت را قبول كردم و بعد از چندگاه « 13 » مرا كيفيتى دست داد كه هركه را چشم بر من مىافتاد فى الحال بىهوش مىگشت و اگر نزديك من مىآمد هلاك مىشد و من در مبادى ظهور آن كيفيت در كنج خانه خزيدم و چهارده « 14 »
هامش
( 1 ) - مى : چپ : نكرده ليكن
( 2 ) - مى ، چپ : از بعض
( 3 ) - بر : ( نيز ) ندارد
( 4 ) - مى : ( بزرگ ) ندارد
( 5 ) - مى : درخت بزرگ
( 6 ) - مى : سعى كرده و زور آوردهاند مج : سعى كردهاند و زور آوردهاند . چپ : سعى كردهاند و زور آوردهاند
( 7 ) - مى : ( مشغول ) ندارد
( 8 ) - بر : ( شمس الدين ) ندارد
( 9 ) - بر : مولانا فرمودند
( 10 ) - بر : ( باز ) ندارد
( 11 ) - چپ : ( رفته ) ندارد
( 12 ) - بر : ( اين ) ندارد
( 13 ) - بر : چندگاه وقتى مرا
( 14 ) - چپ : چارده .