تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
عطار « 1 » قدس اللّه تعالى « 2 » روحه ، خدمت سيد « 3 » شريف را قبول كردند « 4 » و ايشان بموجب اشارت حضرت خواجه « 5 » به خدمت مولانا نظام الدين صحبت بسيار مىداشتند چنانچه پيش از اين گذشت بعضى از ارباب غرض به حضرت خواجه چنان عرض كرده‌اند كه مولانا نظام الدين را داعيه شيخى و بزرگى است و در آن باب سخنان بسيار گفته‌اند كه سبب غبار خاطر شريف حضرت خواجه شده است و از خدمت مولانا بسى « 6 » دربار شده‌اند و چون بكرات و مرات اين خوض واقع شده و رنجش خاطر ايشان به‌غايت رسيده ، مولانا را طلبيده‌اند و خواسته‌اند كه نوعى تصرفى كنند و در آن وقت ايشان در چغانيان و مولانا در سمرقند مىبوده‌اند ، چون امر « 7 » حضرت خواجه در رسيده مولانا بىتوقف روان شده‌اند و خدمت سيد شريف نيز به همراهى ايشان رفته‌اند ، خدمت مولانا بر درازگوشى سوار بوده‌اند و خدمت سيد شريف بر استرى ، ناگاه استر سيد « 8 » را در راه جو گرفته است و بر وجهى شده كه مطلقا امكان سوارى نمانده در راه معطل شده‌اند مولانا سيد را بر درازگوش خود نشانده‌اند و خود به‌واسطه آنكه ضعيف تركيب بوده‌اند بر آن استر بيمار سوار شده‌اند و استر فى الحال روان شده چون سيد اين خرق عادت از مولانا ديده‌اند استر را بطريق نيازمندى پيش ايشان گذرانيده‌اند و مولانا همچنان بر استر « 9 » سوار به چغانيان درآمده‌اند ، بعضى از اصحاب اين صورت را نيز به حضرت خواجه رسانيده‌اند كه اينك دليل ديگر بر آنكه ، مولانا در مقام شيخى و بزرگى است اينست كه خود بر استر سوار شده و سيد را بر درازگوش نشانده و وى را مريد خود ساخته تا در راه استر را بطريق « 10 » معامله پيش وى گذرانيده ، اين مجموع سبب ثقل عظيم حضرت خواجه شده ، چون مولانا و سيد به ملازمت حضرت خواجه رسيده‌اند و
هامش
( 1 ) - چپ : ( عطار ) ندارد ( 2 ) - مى : قدس اللّه تعالى سره ، چپ : قدس سره ( 3 ) - چپ : ( سيد ) ندارد ( 4 ) - مى : كرده‌اند ( 5 ) - بر : حضرت خواجه علاء الدين ( 6 ) - چپ : بسيار دربار ( 7 ) - بر : چون خدمت خواجه قاصد فرستاده و رسيده ( 8 ) - بر : استر سيد را جو گرفته ( 9 ) - مى : سوار شده ( 10 ) - بر : برسم معامله .
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 198 | على بن حسين واعظ كاشفى