تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
غيرت شده و بغضب هرچه تمام‌تر خدمت مولانا را طلبيده ، قاصدان ، ايشان را سربرهنه در عقب اسب سوار ساخته بودند و نزد ميرزا الغ‌بيگ برده ايشان در باغ ميدان جائى نشسته بوده‌اند « 1 » و سر پيش افكنده مراقبه داشته‌اند « 2 » كه ميرزا الغ‌بيگ از پيش ايشان گذشته ايشان « 3 » برنخاسته‌اند بعد از آنكه ميرزا ايشان را طلبيده و سخنان عتاب‌آميز آغاز كرده ، خدمت مولانا نظام الدين فرموده‌اند جواب اين « 4 » همه سخنان يك كلمه است ، مىگويم من مسلمانم اگر باور دارى خوب و اگر « 5 » باور ندارى هرچه خاطرت مىخواهد بفرماى ، ميرزا از سخنان « 6 » مولانا متأثر شده فى الحال برخاسته و گفته كه وى را بگذاريد . حضرت « 7 » ايشان مىفرمودند كه بعد از اين بىادبى ، بميرزا الغ‌بيگ شكست و تشويش بسيار رسيده و در آن زودى پسر وى عبد اللطيف ميرزا وى را بكشت . و هم « 8 » حضرت ايشان مىفرمودند كه خدمت مولانا نظام الدين بسيار به قوت بودند ، بدى « 9 » شخصى پيش ايشان گفته بودند ، ايشان متأثر و متغير شده خطى بر ديوار كشيده‌اند آن شخص در همان ساعت مرده است . خدمت « 10 » مولانا محمد روجى عليه‌الرحمه كه از كمل اصحاب حضرت مولانا سعد الدين كاشغرى قدس « 11 » سره بودند ، نقل كردند كه حضرت مولاناى ما مىفرمودند كه روزى پيش خدمت مولانا نظام الدين عليه‌الرحمه « 12 » نشسته بوديم و مولانا سعد الدين لر كه از دانشمندان مقرر بود و از مخلصان خدمت مولانا ، پيش ايشان شكايت بسيار كرد ، از طالب علمى كه نسبت به خدمت مولانا بىادبى « 13 » و غيبت و تهمت و خباثت و اهانت بجا مىآورده و چندان بگفت كه خدمت مولانا را متغير ساخت ، اتفاقا در اين اثنا آن
هامش
( 1 ) - مى : بودند ( 2 ) - مج : مراقبه داشتند ( 3 ) - مج : ( ايشان ) ندارد ( 4 ) - مى : ( اين ) ندارد ( 5 ) - مى ، مج : و اگر نى هرچه ، چپ : و اگرنه هرچه ( 6 ) - مج : از آن سخنان متأثر ، مى ، چپ : از آن سخن متأثر ( 7 ) - بر : رشحه حضرت ايشان ( 8 ) - بر : رشحه و هم حضرت ايشان ( 9 ) - چپ : بدى شخص ( 10 ) - بر : رشحه ، خدمت مولانا ( 11 ) - مى : قدس اللّه سره ( 12 ) - مج : ( عليه‌الرحمه ) ندارد ( 13 ) - مى : ( ادبى ) افتاده ،
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 196 | على بن حسين واعظ كاشفى