اين مقدار اختصار افتاد .
ذكر بعضى از قوتهاى باطن « 1 » ايشان
: رحمة اللّه تعالى « 2 » عليه ، حضرت مخدوم « 3 » قدس سره در نفحات الانس آوردهاند كه جناب مخدومى خواجه عبيد اللّه ادام اللّه « 4 » تعالى بقاءهم فرمودند كه خدمت مولانا نظام الدين گفتند كه يكى از اكابر سمرقند كه نسبت بما اخلاص و محبت و ارادت بسيار داشت ، بيمار شد و مشرف بر « 5 » موت گشت فرزندان و متعلقان وى نيازمندى بسيار كردند ، مشغولى « 6 » كرديم ديديم كه وى را امكان بقا و حيات نيست مگر در ضمن « 7 » ، وى را در ضمن گرفتم « 8 » صحت يافت ، بعد از چندگاه نسبت بما تهمتى واقع شد كه مفضى به اهانت و اذلال ما گشت و آن شخص مىتوانست كه در آن باب سعى نمايد « 9 » و آن را دفع كند « 10 » اما خويشتندارى كرد و خود را به آن نياورد و خاطر ما از وى كوفته شد ، وى را از ضمن اخراج كرديم بيفتاد و بمرد « 11 » پوشيده نماند كه آن بزرگ اكابر سمرقند كه درباره خدمت مولانا خويشتندارى كرده « 12 » خواجه عصام الدين شيخ الاسلام سمرقند بوده است و آن تهمت و اهانت كه به خدمت مولانا رسيده بهواسطه فرزند ايشان بوده است كه بدعوات و عزايم خواندن و تسخير جن منسوب بوده و از آن جهت به معظمات اهل « 13 » حرم بازگشتى كرده و جمعى از ارباب غرض وى را به محبت بعضى از اهل حرم نسبتى مىكردند و تهمتى مىنهاده و شمهاى از آن « 14 » حال بسمع ميرزا الغبيگ رسانيدهاند و فرزند خدمت مولانا فرار كرده و اثر شآمت آن سعايت « 15 » و تهمت به خدمت مولانا نيز « 16 » سرايت كرده ، ميرزا الغبيك را
هامش
( 1 ) - بر : باطن حضرت ايشان
( 2 ) - مج ؛ چپ : رحمه اللّه ، مى : عليهالرحمه
( 3 ) - مى :
مخدومى قدس اللّه تعالى سره
( 4 ) - مى : جمله دعا ندارد
( 5 ) - چپ و بر موت مشرف گشت
( 6 ) - مى : مشغول كردم ديدم ، مج ، چپ : مشغول كردم ، ديدم
( 7 ) - مى : مگر وى را در ضمن گرفتم
( 8 ) - بر : در ضمن گرفتيم
( 9 ) - مى : سعى كند
( 10 ) - مى : دفع نمايد
( 11 ) - بر : رشحه پوشيده نماند
( 12 ) - مى ، چپ : كرده بود
( 13 ) - مى ، ( اهل ) ندارد
( 14 ) - بر : ( حال ) ندارد
( 15 ) - مى ، چپ : آن شقاوت
( 16 ) - مج ، ( نيز ) ندارد .